بكشت ، و مالهاى ايشان غارت كرد ، و زن و فرزند ايشان ببردگى ببرد و ببندگى ميداشت « 1 » ولى جهور چون اين اموال سنباذ و بقاياى خزائن بو مسلم را بدست آورده بود ، آن را به منصور نفرستاد ، و منصور هم او را خلع كرده و محمد بن اشعث خزاعى را با لشكرى گران بجنگ جهور فرستاد ، و بر ميراث باقى ماندهء سنباذ جنگى صعب باهم كردند ، تا كه جهور شكست خورد ، و بسا از همراهان او كشته شدند ، و خودش به آذربايجان گريخت ، و همدرانجا او را بكشتند . « 2 »
پيروان سنباذ بعد از قتلش در رى تا مدتى باقى ماندند ، چنانچه شهرستانى ( 479 - 548 ه ) در شرح فرقهء غاليه كه قائلان به رجعت و تشبيه و تناسخاند گويد كه اين طائفه را در رى مزدكيه و سنباديه گويند « 3 »
جنبش اسحاق
بقول ابن نديم چون بو مسلم كشته شد ، جمعى از داعيان و نزديكانش به بلاد دور دست رفتند ، كه ايشانرا مسلميه گويد ، از انجمله مرديكه اسحاق نامداشت ، به شهرهاى ماوراء النهر رفت ، و در انجا دعوت بو مسلمى را قيام داد ، و مدعى شد ، كه ابو مسلم در جبال رى محبوس است و در وقت معين بازخواهد آمد .
اين اسحاق به ترك شهرت يافته ، و علت آن هم بقول ابن نديم اينست كه او به بلاد ترك رفته ، و در انجا مردم را برسالت بو مسلم فراخوانده است ، و برخى را عقيده برينست كه او از علويان اولاد يحيى بن زيد بن على است كه از ستم بنى اميه گريخته ، و در بلاد ترك گشت و گذارى داشت ، و اين مذهب را در انجا براى پيشرفت كار خود آورد . صاحب كتاب اخبار ماوراء النهر گويد كه وى از مردم ماوراء النهر و شخصى امى بود ، كه با اجنه پيوستگى داشت ، و اگر كسى چيزى را ازو پرسيدى ، بعد از يكشب پاسخ آن گفتى . چون بو مسلم بدان سرنوشت
هامش
( 1 ) - سياستنامه 215
( 2 ) - طبرى 6 / 142
( 3 ) - الملل و النحل ترجمهء فارسى 134 طبع تهران 1335 ش