از مشاوران و كارداران معتمد خلفاى عباسى بود ، كه بر ديوان خراج خلافت عاملى داشت ، و در حفظ فرهنگ و آثار عجمى ميكوشيد . چنانچه در سنه 145 ه حين بناى بغداد ، منصور خليفه را از تخريب بناى ايوان كسرى بازداشته بود « 1 » و ما بعد ازين به تفصيل ازو و دودمانش بحث خواهيم راند .
چنانچه ميدانيم و در سابق گفتيم : هنگاميكه بو مسلم از خراسان روى بسفريكه عاقبت آن مرگش بود نهاد ، در خراسان ابو داود خالد بن ابراهيم ذهلى را كه يكى از تازيان پروردهاش بود ، بطور نائب خود گذاشت ، و اين شخص نكوهيده كردار كه با پرورندهء خويش خيانت كرده و چنانچه گفتيم بو مسلم را از آمدن خراسان به اشارهء منصور خليفه بازداشته بود ، بعد از قتل بو مسلم در خراسان از طرف منصور والى ماند ، و اين شخص خراسان را در جزو كشور عباسى درآورد ، و آنقدر اطاعت كرد ، كه در 140 ه چون منصور عباسى عم خود عبد اللّه بن على را بگرفت ، و او را در قصر خلافت خويش محبوس كرد ، برخى از همراهان عبد اللّه را در خراسان به ابو داود خالد فرستاد ، تا درينجا ايشانرا كشتار نمود « 2 »
خروج سنباد « 3 » به خونخواهى بو مسلم ( 137 ه - 755 م )
هنگاميكه خبر قتل فجيع بو مسلم به خراسان رسيد ، مردم اينجا كه يكنفر
هامش
( 1 ) - آثار الوزراء 30 ، الكامل 5 / 271
( 2 ) - طبرى 6 / 145
( 3 ) - سنبات بضم اول بمعنى نمودنى و داراى نمود و سنباد نام مجوسى نشابورى بود ، و قوت فكريه و عاقله را هم گويند ( برهان 1170 ) در زمان قبل از اسلام سندباد نام حكيمى بود ، كه كتاب سندباد نامه ازو باقى مانده و ممكن است نام سندباد با ؟ ؟ ؟ سنباد قرابتى داشته باشد ، بمعنى دانشمند و فكور و عاقل ، كه ريشهء آن در پنبتو سند بر وزن و معنى پند و عقل و سنجش و راى زنده است ، خوشحال خان راست :پلار دخپل راى شو زوى دخپل راى شو * جدا ، جدا دى سره سند و نه( رجوع به كليات خوشحال خان طبع حبيبى در قندهار 1317 ش ص 1122 فهرست كلمه سندول ) مخفى نماند كه نام سنبت بضمهء اول اكنون در آذربايجان شوروى مستعمل است .