تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
زعيم بزرگ ملى خود را از دست داده بودند سخت خشمگين گردانيد ، و در صدد آن برامدند ، كه موجوديت و هويت ملى خود را حفظ كنند ، و بنابرين جنبش‌هاى متوالى درين سرزمين بر خلاف سلطهء عباسيان روى داد . در عصريكه ما از ان سخن ميرانيم ، در اكثر شهرها و روستاهاى خراسان مردمانى باقى مانده بودند ، كه كيش زردشتى داشتند ، و مورخان ايشان را گبر و گبرك يا مغان يا مجوس ناميده‌اند « 1 » و چون كيش گبران پيش از نشر اسلام دين رسمى اكثر مردم خراسان بود ، بنابر ان روايات و شعاير آن كيش باستانى در اوايل قبول اسلام نيز در بين مردم خراسان رواج و قبولى تام داشته و آثار آن از اذهان و عقايد و تفكر مردم زايل نشده بود . يكى از عقايد مردم زردشتى اين بود كه در آينده سه پسر از پشت زردشت در كنار درياچهء هامون سيستان ظهور خواهند كرد ، كه هر يكى بفاصلهء يك هزار سال از ديگرى خواهد بود ، و هنگاميكه پسر واپسين بنام « سوشيانت » بيرون آيد ، لشكر دروغ اهريمنى يكسره نابود خواهد شد ، و در هنگام رستاخيز ظهور سوشيانت درياچهء هامون شيرين خواهد بود « 2 » . اين موعود منتظر كيش گبركى كه هوشيدر بامى ، يا هوشيدر ماه هم ناميده شده ، همان موعوديست كه مجوس ظهور او را انتظار دارند ، كما اينكه مسلمانان نيز در انتظار ظهور مهدى ميباشند « 3 » . ظهور نوابغ و برجستگان مانند بو مسلم ، در بين جوامع منحط و فروافتاده و در گذشت در امه آساى ايشان ، رسوخ و عقيدتى را در عقايد مردم نسبت به خود توليد كنند ، كه بعد از مرگ هم منتظر رجعت او باشند ، و بفناى دايمى ايشان قايل نشوند ، و دليل روحى و منطقى آن هم اينست كه انسان به فلاح و بهبود حال خود علاقه شديدى دارد و با آرزوى نيكوئى و بهبودى ميزيد ، و بنابرين اگر در وجود نابغه‌يى
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان 142 مزديسنا و شعر پارسى 395 و سياست‌نامه 214 ( 2 ) - يشتها 2 / 289 ببعد مينو خرد 2 / 238 ( 3 ) - تاريخ ادبى ايران 1 / 359
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 300 | عبد الحي حبيبى