تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
نجات و فلاح خود را حس كند ، بعد از درگذشت او باميد همان خير و بهى ، انتظار رجعت معجزه‌آساى او را مىبرد ، دربارهء اكثر قهرمانان و نوابغ بشرى چنين عقيدت مردم موجود بود ، و حتى در قرن بيستم هم برخى از مردم بزندگانى هتلر مدتها قايل بوده ، و انتظار رجعت افسانوى او را داشته‌اند . خراسانيان كه در نتيجهء فتوح تازيان از نعمت آزادى محروم شده بودند ، با ظهور بو مسلم انتظار تحقق آمال قديم آزاديخواهى را داشتند ، اما : « خوش درخشيد ولى نعمت مستعجل بود » چون او با ناكامى در گذشت ، و اكنون ايشان از كارنامه‌هاى افسانويش محروم بودند ، بنابر ان او را مانند موعود مصلح كيش زردشتى پنداشتند ، و بقول ون فلوتن معتقد بمرگ بو مسلم نبودند ، و انتظار رجعتش را ميكشيدند ، و معتقد بودند كه در بازگشت خود سراسر زمين را بنور عدل خواهد آراست ، و ديگران معتقد بودند ، كه امامت بدخترش فاطمه رسيده است « 1 » اين فرقه را مورخان اسلام مسلميه ناميده‌اند منسوب بابو مسلم ، كه به امامت او عقيده داشته و مىگفتند كه بو مسلم نمرده و زندهء روزى خورنده است ، و ابن - نديم از يكنفر بلخى روايت كند : كه مسلميه را خرم دينيه هم گويند ، و در بلخ قريه‌يى از ايشان بنام خرم‌آباد موجود بود « 2 » يكى ازين پيروان كيش زردشتى ، كه به مجرد قتل بو مسلم دست به شمشير يازيد ، و در صدد انتقام و خونخواهى زعيم فقيد خويش برامد ، مردى بود از قريهء اهروانه ( در طبرى 6 / 140 : اهن وانه ؟ ) ناحيت نشاپور كه نامش سنباذ و شهرتش فيروز اسپهبد و پروردهء بو مسلم بود . سنباذ پيروان فراوان يافت ، و بلافاصله نشابور و قومس و رى را گرفت و هنگاميكه به رى رسيد ، خزائن بو مسلم را كه هنگام سفر حج در انجا نهاده بود
هامش
( 1 ) - سيادت عرب 68 مروج 3 / 220 ( 2 ) - الفهرست 483