خانوادگى كسب كرده بود ، و بقول بار تولد اساسهاى اسلامى را با عقائد قديم آميخته ، و در مسايل ماوراء الطبيعه به يك نوع تجسيم و حلول قايل بود « 1 »
بو مسلم نمونهء مركب ثقافت و تفكر عجمى و عربى بود ، در مسئلهء خلافت ظاهرا به تقويهء عقيدهء توارث و حمايت آل محمد صلعم پرداخت و از شيعيان سرسخت آل عباس بود ، و درين راه نفوس فراوان را كشت ، و دولتى را از بين برد ، و بجاى آن آنچه را ميخواست بوجود آورد ، و در حالى كه در خراسان نشسته بود ، اوضاع سياسى در كوفه بمرامش دور مىخورد ، و با همان كسى كه او ميخواست بخلافت بيعت ميشد ، ولى بعد از ان با همين خاندان هم همسرى داشت و سر اطاعت را فرونمىآورد ، و با وجوديكه عاقبت سوء بو سلمهء خلال وزير آل محمد را به چشم سر ديد ، باز هم خودش به همان سرنوشت شوم شتافت .
شايد يكى از علل مهم ناكامى بو مسلم غرور شديد ملى او با احساسات تند جوانى باشد . زيرا بو مسلم در حين قتلش 35 يا 37 ساله بود ، و درين سن زيادتر هر شخصى تابع احساسات باشد تا به تدبير و سنجش و تعقل !
در حركات و طرز عمل و كردار بو مسلم ميل شديدش به مفاخر خراسانى ، يا احياى اقتدار ملى ظاهر است ، و چنانچه گفتيم او به سلطهء عربى امويان و حتى بنى هاشم نيز سر فرونياورد ، ولى همين شخص در تمام ايام زندگانى سياسى خويش ، بنيان اقتدار عباسيان را تقويت كرد ، و حتى برخى از رقباى خاندانى منصور را كه از همان تبار بودند از ميان برداشت ، و ازين پديد مىآيد كه در نفس بو مسلم دو داعيه مهم كار ميكرد : يكى غرور ملى و خراسانى ، دديگر تربيهء عربى و اثر فرهنگ تازى ، كه بو مسلم از كودكى در ان پرورش يافته بود ، و همواره اين داعيهء قوى ، روش سياسى و كردار او را تحت اثر قرار ميداد ، و در بين هر دو همواره مضطرب بود .
مثلا هنگاميكه يقطين بن موسى از طرف منصور پيش بو مسلم آمد ، و او را
هامش
( 1 ) - دايرة المعارف اسلامى 1 / 102 طبع ليدن 1913 م