تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
كه ميگفتند كافر كوب « 1 » است ، پياده و سوار بعضى اسپ سوار و ديگر خر سوار وارد مىشدند ، به خران خود بانك ميزدند ، و مروان خطاب ميكردند ، زيرا مروان ثانى الحمار لقب داشت ، عدهء آنها يكصد هزار تن بود . « 2 » بارى كارگردانان فعال و بزرگ تحويل خلافت از بنى اميه به آل عباس دو نفر بودند : كه يكى بو مسلم در خراسان بود ، و او را « امين آل محمد » گفتندى ، دديگر ابو سلمه خلال همدانى در كوفه كه او را « وزير آل محمد » لقب شده بود « 3 » بو مسلم در خراسان نهضت كرد ، و از تخارستان و سمرقند تا دروازه‌هاى كوفه لشكريانش با كاركنان دربار اموى جنگيدند ، و بساط اقتدار امويان را برچيدند ، در حالى كه بو سلمه در شهر كوفه مبادى كار را فراهم آورده بود ، و روز جمعه 10 ماه ربيع الاول 132 ه - 130 اكتوبر 749 م ، با ابو العباس عبد اللّه سفاح بن محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس بيعت كردند و دورهء خلافت عباسيان آغاز شد .
هامش
( 1 ) - ترجمهء فارسى تاريخ ادبى ايران 1 / 355 دينورى در اخبار الطوال ص 360 كافر كوبات ضبط كرده ، و كافركوب يا كافركش تا اوايل قرن بيستم در قندهار مصطلح بود ، و در جنگ استقلال 1919 م مردم اسلحهء خود را كافركش گفتندى . ون فلوتن اين كافركوب را چماقى نيمه سياه گفته ولى با توجه به كافركش‌هاى قندهاريان بايد نوعى از تبر باشد ، و در داستانهائى كه در فارسى و توركى بنام ( ابو مسلم نامه ) از داستان‌سرايان مختلف وجود دارد ، و در ان ابو مسلم را به صورت قهرمان درآورده‌اند ، و از ماوراء النهر تا استانبول در محافل عامهء مردم با ولع و دلچسبى شنيده مىشود ، بو مسلم را تبردار خراسان گفته و سلاح او را نوعى از تبر شمرده‌اند ، و حتى در توركيه اخىها و درويشان بكتاشى همين تبر بو مسلم را بطور شعار دسته‌هاى خويش بر ديوار خانقاههاى خود نقش ميكردند ، و عقيده داشتند كه حضرت محمد صلعم در خواب ، ساختن تبر را به بو مسلم دستور داده بود ، و بعد از مدتى همين تبر را اخى خودك ساخت . و برخى از درويشان بكتاشى و اهل فتوت در اناطولى و سرزمين خلافت عثمانى در كمربند خود تبر كوچكى داشتند ، كه آن را تبر ابو مسلم مىناميدند ( رجوع به كتاب ابو مسلم تبردار خراسان از خانم دكتر مليكوف به زبان فرانسوى طبع پاريس 1962 م ) با توجه به اين داستانها و وجود شعار تبر بو مسلم در بين اخىها و بكتاشيان بايد گفت كه كافركوب تبرى بود نه چماق . ( 2 ) - ترجمهء فارسى تاريخ ادبى ايران از براون 1 / 355 به حوالت كتاب تحقيقات دربارهء سيطرهء عرب از وان فلوتن كه او هم از اخبار الطوال دينورى گرفته است . ( 3 ) - طبرى 6 / 103 آثار الوزراء 30