يعنى شيبان و جديع نيز حايل بودند ، كه گاهى به نصر سيار حكمران اموى اختلاف ، و مدتى هم موافقه كردندى ، بنابرين بو مسلم جديع را در سنه 129 ه و شيبان را در 130 ه از بين برد « 1 » و اكنون تنها با نصر سيار مقابل آمد .
اعلام خطر
مولف مجمل مىنويسد : پس وقعتها بود و حربها با نصر بن سيار و ابن الكرمانى ، تا نصر را از خوراسان بيرون كرد ، باز ابن الكرمانى را بكشت . . . نصر بن سيار ( بقول طبرى و ابن اثير از خروج بو مسلم و فراوانى پيروانش بترسيد ) و سوى مروان پادشاه اموى نامه نوشت بدين خبر و اين بيت بنوشت :
ارى جذعا ان يثن لم يقوريض * عليه ، فبادر ! قبل ان يثنى الجذع « 2 »
« من كرهء كوچكى را مىبينم و به رام كردن آن مبادرت كن ، زيرا اگر كلان شود هيچ كسى را برو دستى نخواهد بود . »
چون مروان نامه بخواند هيچ از ان ننديشيد ، و بحرب خوارج و ديگران و اضطرابها مشغول بود ، هيچ پاسخ نكرد ، چون از حد برفت و زمان تا زمان دعوتها آشكارا خواستند كردن ، نصر ديگر بار اين بيتها بگفت و در نامه نوشت و پيش مروان فرستاد :
ارى بين الرماد و ميض جمر * فأحج بان يكون له ضرام « 3 »
فان النار بالعودين تذكى * و ان الحرب مبدوءها الكلام « 4 »
هامش
( 1 ) - الاعلام 2 / 104 و 3 / 262
( 2 ) - جذع به دو فتحه گوسپند و گاو دو ساله و اسپ سه ساله و شتر پنج ساله ، و اثنى البعير در سال ششم در امد شتر ، ريض يا رايض رامكننده ( منتهى الارب ) در ابن خلكان ريض و در مجمل رايض است .
( 3 ) - رماد : خاكستر - و ميض : برق خفيف - جمر : آتش افروخته - ضرام : شعله و حريق . متن از طبريست . الكامل : ارى بين الرماد و ميض نار - و اخشى ان يكون . مجمل : ارى خلل الرماد و ميض جمر و يوشك ان يكون . الفخرى و مسعودى : ارى بين الرماد و ميض نار - و يوشك ان يكون . تاريخ يعقوبى : ارى بين الرماد و ميض جمر - و يوشك ان يكون له ضرام . ابن خل ؟ ؟ ؟ ان : ارى خلل الرماد رميض نار - و يوشك ان يكون لها ضرام .
( 4 ) - در متن طبرى و الكامل چنين است . الفخرى و مسعودى كلمات ديگر مانند طبرى - الحرب اولها - اما در مجمل فان النار بالزندين تورى - و ان الحرب يبعثها كلام ، و در ابن خلكان مصراع اول *