تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
بو مسلم و همرهان او گفت : « پيروان بو مسلم نمازها را در اوقات آن با اذان و اقامت ميخوانند و قرآنرا تلاوت كنند ، و خدا را فراوان ياد نمايند ، و مردم را به اطاعت رسول خدا بازميخوانند ، و بدين ترتيب كار ايشان بلند ميرود ، و اگر خودت با دارم نبودى ، هر آينه بازنگشتمى و با ايشان بماندمى » « 1 » اما خازم بن خزيمه فرستادهء بو مسلم كه به مرو رود فرستاده شده بود ، در قريهء گنج روستاه ( گنج رستاق ) لشكرى فراهم آورد ، و در اول ذيقعده ( 129 ه ) حاكم مرو رود بشر بن جعفر سعدى را كه از طرف نصر بن سيار مقرر بود بكشت ، و مژدهء فتح آنجا را به ابو مسلم فرستاد « 2 »

لشگرگاه سپيدنگ و ماخوان

بو مسلم بعد از فتح آلين بر مرو و مرورود چيره شد و مردم فراوان برو فراهم آمدند . وى در سياه چادر ( غژدى ) بدون نگهبان و حاجب زيست ميكرد و مردم او را به نظر تعظيم ديدندى و گفتندى كه او مرديست از بنى هاشم « 3 » كه داراى حلم و وقار و
هامش
( 1 ) - طبرى 6 / 28 ، الكامل 5 - 171 ( 2 ) - طبرى 6 / 28 ، الكامل 5 - 171 ( 3 ) - در نسب بو مسلم مانند اكثر پهلوانان تاريخ داستانهاى عجيبى جعل شده و اينكه مردم او را از بنى هاشم پنداشتند داستانيست كه شايد برخى از پيروانش براى جلب همكارى طرفداران بنى هاشم در همان اوقات جعل و رواج داده باشند ، ابن اثير گويد : كه بو مسلم را از اولاد سليط بن عبد اللّه بن عباس پنداشتندى ، و اين سليط از بطن كنيزكى بود كه نسبت حمل او را به عبد اللّه بن عباس كردندى ، چنانچه وليد بن عبد الملك اموى سليط را در تقسيم ميراث عبد اللّه بن عباس برانگيخت ، و او پيش قاضى دمشق با على بن عبد اللّه بن عباس دعوى كرد ، كه فرزند عبد اللّه است ، و اين داستان نسبت بو مسلم به سليط آنقدر شهرت پيدا كرد ، كه منصور خليفهء عباسى هنگاميكه بو مسلم را ميكشت ، همين انتساب او را جر مىشمرد كه بواسطهء آن كشته شد ( طبرى 6 / 137 و الكامل 6 / 121 ) اما خود بو مسلم درين انتساب خود به بنى هاشم ساكت بود ، چنانچه در سال 129 ه هنگاميكه بو مسلم در لشكرگاه آلين اقامت داشت بقول طبرى و ابن اثير جوانانى از پارسايان مرو پيش وى آمدند ، و نسب او را پرسيدند ، بو مسلم جواب داد : « خبرى خير لكم من نسبى » يعنى پيام من براى شما بهتر است از نسب من ( طبرى 6 / 32 و الكامل 5 / 174 ) اگر خود بو مسلم مدعى اين انتساب بودى هر آينه اين مطلب را تصريح كردى .
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 257 | عبد الحي حبيبى