129 ه لوائى را كه نام آن ظل بود و بر نيزه چهارده ذرعى افراشته ميشد با رايت سحاب نام بر نيزهء سيزده ذرعى كه هر دو را ابراهيم امام فرستاده بود برافراشت ، و جامههاى سياه پوشيد و به ياران خود گفت :
« چون شما مظلوميد و درين راه مىجنگيد پس خداى پيروزى خواهد داد » « 1 »
بو مسلم در سپيدنگ شبانگاهان آتش عظيم افروخت و همراهان خود را از خرقان بران فراهم آورد ، و اين علامت اجتماع پيروان او بود ، كه تاكنون اين رسم در بين سكنهء جبال و قبايل سمت شرقى افغانستان ديده مىشود .
نمايندگان و داعيانى كه بو مسلم به اطراف خراسان فرستاده بود ، مردم ستمديده را به اين نهضت جديد فراخواندند ، و چون حس نفرت از مظالم بنى اميه و گماشتگان آن پهن شده بود ، و مردم هم ميخواستند كه از ان ننگ و اذيت خود را برهانند ، اين دعوت بو مسلم را با حرارت و خلوص لبيك گفتند ، و نخستين بار گماشتگان مردم مرو با نهصد نفر پياده و چهار سوار با اهل سقادم پيش او رسيدند .
از مردمان هرمز فره و ديگر نقاط نيز تا دو روز يكهزار و سه صد پياده و شانزده سوار و ابو العباس مروزى با نعرههاى تكبير به لشكرگاه ابو مسلم در سپيدنگ آمدند ، و او حصار سپيدنگ را استوار ساخته و نماز عيد فطر را جز از انچه در بين بنى اميه مرسوم بود ؛ بامامت سليمان بن كثير بخواند ، و در موقع ماخوان و گيرنگ ( جيرنج ) نيز خندقها و استحكامات عسكرى را بساخت .
درينوقت نصر بن سيار حكمران اموى خراسان بود ، وى بعد از هژده ماه يكى از موالى خود را كه يزيد نامداشت با لشكرى عظيم بدفع بو مسلم گماشت ، و او هم مالك بن هيثم خزاعى و مصعب بن قيس را با لشكرى بمقابل يزيد فرستاد ، كه در قريهء آلين تلاقى فريقين روى داد ، و يزيد شكست خورد و با هشت نفر اسير گرديد ، در حالى كه 34 نفر از لشكريان او كشته شده بودند ، ولى بو مسلم يزيد را معالجه كرد ، و او را واپس به نصر سيار فرستاد ، و چون يزيد به نزد بادار خود رسيد ، دربارهء
هامش
( 1 ) - طبرى 6 / 25 الكامل 5 / 170