قريظ تميمى و قحطبه بن شبيب طايى بودند ، بپرسيدن عيسى بزندان رفتند ، و از سخن گفتن و كفايت بو مسلم خيره شدند « 1 »
اين نخستين برخورد بو مسلم با هموطنان خوراسانى خود بود ، كه در زندان كوفه دست داد ؛ و بقول ابن اثير همه بو مسلم را نيكو شناختند ، و به عقل و دانائى و سخن و ادب او در شگفت ماندند ، و چون بو مسلم دريافت كه ايشان داعيان خلافت آل عباساند ، و براى برانداختن سلطهء ستمگران بنى اميه ميكوشند بايشان پيوست . و هنگاميكه عيسى و ادريس برادرش از زندان كوفه گريختند ، بو مسلم با اين دو برادر و جماعت داعيان خوراسانى روى به مكه نهاد ، و در انجا به ابراهيم بن محمد كه بعد از مرگ پدرش امام داعيان خلافت آل عباس بود پيوستند . بو مسلم مدتى در خدمت اين امام ماند ، و اين در حدود سال 124 ه بود « 2 »
مدت اقامت بو مسلم در مكه تا چهار سال ميرسد ، زيرا وى در سنه 128 ه در حالى كه عمر او به 19 سالگى رسيده بود از طرف ابراهيم امام به خواهش نقيبان به خراسان فرستاده شد ، و امام به او نامهيى را سپرد كه اعتماد تمام خود را برو اظهار داشت و پيروان خود را به اطاعت او فراخواند « 3 »
بو مسلم با ذخاير ادب و دانش و حرارت جوانى ، به خراسان آمد و ميدان جهد و سعى را براى خود مهيا گردانيد ، و در سنه 129 ه در نصف ماه جمادى الاخرى ، با هفتاد نفر از نقيبان به دندانقان « 4 » خراسان رسيد ؛ و قصد رفتن به حج و ملاقات ابراهيم امام را داشت ، زيرا امام در نامهيى او را دعوت داده بود . كه براى توضيح احوال مردم خراسان پيش وى بيايد . ولى درينجا با كامل و ابو كامل ملاقى شد ، و براى اينكه فرصت را از دست نداده باشد ، از سفر حج منصرف گرديد ،
هامش
( 1 ) - مجمل 316
( 2 ) - ابن اثير 5 / 119 وفيات 1 / 281 مجمل 316 طبرى 5 / 512
( 3 ) - ابن اثير 5 / 165 / فيات 28111 مجمل 316 طبرى 6 / 14
( 4 ) - دندانقان به فتح دال و نون شهركى بود بين سرخس و مرو در ده فرسخى مرو شاهجان در بين ريگستان ( مراصد 2 / 537 )