تا كه بو جعفر منصور دوانيقى خليفهء دوم عباسيان - همان خاندانى كه بسعى بو مسلم بسرير خلافت رسيده بود - بر حركات بو مسلم آنقدر مشتبه شد ، و طوريكه بعد ازين به تفصيل بيايد ، بقتل اين رادمرد دلير اقدام نمود ، و ازين برمىآيد كه بو مسلم داعيهيى در سر داشت ، و منصور او را يگانه رقيب خويش دانست و بحيلت سر او را بريد ، و ما اين مطلب را در صفحات آينده با اسناد تاريخى آن روشنتر خواهيم ساخت .
نشئت بو مسلم و آغاز فعاليت او :
تولد بو مسلم بقول ابن خلكان ( 1 / 281 ) و حمزهء اصفهانى « 1 » و اغلب مورخان ديگر در سنه 100 ه در عصر عمر بن عبد العزيز خليفهء امويست ، و طرفداران اين قول عمر او را در حين قتل 37 سال ميدانند ، در حالى كه المقدسى تولدش را 102 ه و عمر او را در حين قتل يعنى در 137 ه سى و پنج سال دانسته است « 2 » .
ايام كوچكى بو مسلم در اصفهان در خانوادهء معقلى عجلى گذشته ، و او پيش عيسى بن معقل بود ، كه پدرش عثمان را حادثه افتاده ، و مادر بو مسلم وسيكه را به عيسى سپرده و پيش وى بزاد و بزرگ گشت . . . . و سخت داهى و فاضل و عاقل بيرون آمد « 3 »
دودمان عجلى در سازمان خلافت عباسى امراى معروف كرخ بغداد و لشكر كشان و ارباب شمشير و قلم و فرهنگ بودند ، و بو مسلم با فرزندان عيسى در مكتب درس خواند ، و اديب و حافظ بار آمد ، و لغت و اشعار ياد گرفت ، كه در ايام كودكى هم مشار اليه بود ، و در خانهء بنى عجل با عيسى اقامت ميكرد ، و چون اين امير عجلى را خالد بن عبد اللّه قسرى امير عراقين ، از بهر باقى خراج بكوفه بازداشت ، بو مسلم نيز به آنجا رفت و گاهى در زندان به خدمت عيسى رسيدى « 4 » ، درينوقت گروهى از داعيان و نقيبان محمد بن على الامام كه چند نفر خوراسانى با سليمان بن كثير خزاعى و لاهز بن
هامش
( 1 ) - حبيب السير 2 / 135
( 2 ) - البدء و التاريخ 6 / 95
( 3 ) - مجمل 315
( 4 ) - وفيات 5 / 281 طبقات ناصرى 1 / 106 مجمل 316