116 ه همدرين جا بمرد « 1 »
حرب بن قطن هلالى :
بعد از مرگ ابراهيم در سنه ( 126 ) ه بر سيستان والى شد ، چون درين سال در عراق عبد اللّه بن معاويه يكى از داعيان آل محمد صلى اللّه عليه و إله خروج كرد و بعد از جنگها به سيستان آمد ( شرح قتل او در هرات گذشت ) حرب بن قطن نخواست كه با او بجنگد ، بنابر ان از حكمرانى سيستان معزول شد ، و در همين سال محمد بن عروان ( عزان ؟ ) آمد « 2 » و او حرب را بگرفت ، و زندانى كرد ، اما حرب مردى نيكو سيرت و عادل بود ، و بزرگان سيستان باز حاكمى او را برينجا از حكمران عرب خواستند ، بنابر ان واپس عامل سيستان شد ، ولى در بين قبايل بنى تميم و بنى بكر سيستان نزاع افتاد و كشت و خون فجيع واقع شد ، و حرب بر خويشتن بترسيد و از سيستان برفت . « 3 »
سعيد بن عمرو وقعة الشيوخ :
در سنه 128 ه سعيد اعور به حكومت سيستان گماشته شد ، وى در محرم همين سال بيامد ، ولى تنها اعراب بنو تميم او را اطاعت كردند ، و بنى بكر سركشى نمودند ، و هم ازين رو مردى بستى كه بحترى بن سهلب ( بقول يعقوبى : بجير بن سهلب ) نامداشت از دربار ابراهيم بن وليد پادشاه اموى ، براى دفع فتنه به سيستان آمد ، ولى ميدان جنگ بين بنو تميم و بنو بكر گرمتر شد ، و بزرگان و پيرمردان بسيار در ان كشته شدند ، كه اين واقعه را بدين سبب وقعة الشيوخ گفتند .
اما سيستانيان ازين خانه جنگى اعراب سود بردند ، و بلوائيان سعيد و بحترى هر دو را از زرنج راندند ، و بجاى ايشان سوار بن اشعر را در جمادى الاولى سنه 130 ه در سيستان نشاندند .
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان 128 البلدان 47
( 2 ) - در طبرى 5 / 573 ابن غزان
( 3 ) - تاريخ سيستان 13 البلدان 48