بن جحش سپه سالار او بود ، ايشان در سال ( 109 ه ) به بست آمده و بر رتبيل لشكر كشيدند ، و حربهاء صعب كردند ؛ آخر رتبيل بر مسلمانان راهها فروگرفت ، و بسيار مسلمانان كشته شدند ، و خود اصفح را جراحتى بر سر آمد و چون به سيستان رسيد ، درينجا بمرد ، و اين جنگ در 109 ه بود « 1 » و بعد ازين تا آخر عهد بنى اميه واليان ذيل بر سيستان حكمران شدهاند :
محمد بن حجر كندى :
بعد از مرگ اصفح در 109 ه به سيستان آمد و از طرف خالد بن عبد اللّه قسرى حكمران خراسان مقرر شده بود ، و روزگارى اينجا بود . « 2 »
عبد اللّه بن بلال برده : « 3 »
وى بقول يعقوبى عبد اللّه بن ابى برده بن ابو موسى اشعرى است ، كه جدش از ياران حضرت پيامبر بود . و در سنه ( 111 ه ) از طرف حكمران خراسان خالد بن عبد اللّه به سيستان آمد ، و مرد نيكو سيرتى بود ، ميان مردمان عدل كرد ، و در موضع در پارس شهر زرنج مصلائى بزرگ ساخت ، و ساحت آن را به سيم و زر نقد خريد ، و براى آن اوقافى را معين نمود ، و يكى از پارسايان عالم و محدث بزرگ عبد اللّه بن حسين مشهور به بو حرير را قضاى سيستان داد ، در عصر حكومت عبد اللّه در سيستان زلزله صعب آمد ، كه كس چنان نديده بود ، و هم درين اوقات كار خوارج در سيستان قوى شد . « 4 »
ابراهيم بن عاصم عقيلى :
در سنه 116 ه از دربار هشام اموى ، يوسف بن عمر ثقفى به حكمرانى عراق و خراسان و سيستان گماشته شد ، و او ابراهيم بن عاصم را در رجب همين سال به سيستان فرستاد ، وى مرد نيكو و دادگر بود ، تا آخر عمر هشام در سيستان بماند و در صفر
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان 126 ، البلدان 47 ، تاريخ اليعقوبى 2 / 319
( 2 ) - تاريخ سيستان 127 و يعقوبى در فهرست ولات سيستان نامش را نياورده .
( 3 ) - كذا در تاريخ سيستان 127
( 4 ) - تاريخ سيستان 127 - البلدان 47