تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
عايد نميشد ، دريغى نداشت ، ولى شما درهمى را خرج نكنيد ، جز آنكه در مقابل يك درهم ده درهم را چشم داشته باشيد ! » « 1 » ازين استدلال رتبيل ميتوانيم نظرش در امور جهاندارى و نيروى مقاومتش را در مقابل امويان تخمين نمائيم . بارى چون حضرت عمر ثانى در صفر سال 99 ه بر مسند خلافت اسلامى نشست ، وى مامورين پاكدامن پارسايى را برگزيد ، و بقول صاحب تاريخ سيستان سباك بن مندز شيبانى ( به گفتهء يعقوبى : سيال ) كه مرد پاكدين و نيكو سيرت بود ، به سيستان فرستاده شد ، و مردمان ازو آسايش يافتند و فتنه برخاست ، و بعد از ان عبد الرحمن بن نعيم غامدى و سرى بن عبد اللّه درينجا حكمرانى يافتند تا كه عمر بن عبد العزيز در سنه 101 ه وفات يافت ، و يزيد بن عبد الملك پادشاه اموى ، عمر بن هبيره را بر نماز و حرب و قعقاع بن سويد را بر مال و خراج به سيستان فرستاد . ( سنه 104 ه ) قعقاع در سيستان از رود هلمند نهرى را كند ، كه شهر زرنج را سرسبز ميساخت ، و از در طعام آن شهر ميگذشت ، و اين آب را رود طعام گفتندى « 2 » وى تا آخر عهد عبد الملك در سيستان ماند ، و چون در سنه 105 ه هشام بن عبد الملك بر تخت امويان نشست ، يزيد بن غريف همدانى را بر سيستان حاكم ساخت ، چون رتبيل سركشى داشت ، و خراج نمىپرداخت ، بلال بن ابى كبشه را بمقابل او فرستادند ، ولى رتبيل اطاعت نكرد ، و بلال پس به سيستان برگشت ، درين هنگام قضاء سيستان ، معمر بن عبد اللّه كه از بزرگان سيستان و راوى احاديث بود داشت ، ولى خوارج باز چيره شدند ، و بشر حوارى امير لشكر سيستان را بكشتند ، بنابر ان در سنه ( 108 ه ) اصفح بن عبد اللّه كلبى ( شيبانى ) به حكمرانى سيستان آمد ، و محمد
هامش
( 1 ) - فتوح 493 ( 2 ) - تاريخ سيستان 125 البلدان يعقوبى 47
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 209 | عبد الحي حبيبى