از اهل بصره نه هزار ، از بكر هفت هزار به قيادت حضين بن منذر .
از بنى تميم ده هزار ، بقيادت ضرار بن حصين ضبى .
از قبيله از ده هزار ، بقيادت عبد اللّه بن حوذان .
از عبد القيس چهار هزار ، بقيادت عبد اللّه بن علوان عوذى .
از مردم كوفه هفت هزار ، بقيادت جهم بن زحر و عبيد اللّه بن على .
موالى عجم هفت هزار ، بقيادت حيان خراسانى . « 1 »
جمله اين عساكر پنجاه و چهار هزار .
عدد اين لشكريان عرب آنقدر زياد نيست كه تمام خراسان و ماوراء النهر را تا سمرقند و شاش ( تاشكند ) و از حواشى چين تا بغلان كفايت كند ، ولى البته روحيهء استوار و نيرومند اسلامى و دلاورى و لياقت قتيبه و ديگر سپه سالاران عرب و ضعف و فرسودگى آئين و كيش قديم ، و اختلاف ملوك طوايف ، و عدم تمركز مردم خراسان علت شد كه اين قواى جزوى تمام اين سرزمين را بدست آوردند .
ولى نفاق و فيود اليزم قبيلوى بنو اميه و درگذشت حجاج بن يوسف ( سال 95 ه ) سبب شد ، كه بنيان سلطه تازى را در خراسان متزلزل سازد ، و مردم خراسان كه منتظر چنين فرصتهاى مغتنم بودند ، چنانچه در آينده بيايد ازين نزاعهاى قبيلوى تازيان سودهاى فراوان بردند .
چون نظام امارت امويان بر مبادى قبيلوى و شخصى و خاندانى نهاده شده بود ، و درين وقت در سال 96 ه سليمان بن عبد الملك بر تخت امارت اموى نشست ، و حجاج بن يوسف نيز درگذشت ، بنابر ان دو نفر ژنرالان بسيار دلاور و جهانگير امويان كه با حجاج ربط داشتند ، از دربار سليمان كوفته و معتوب گرديدند :
يكى همين قتيبه بن مسلم در شمال كه فتوح اسلامى در خراسان و ماوراء النهر تا شاش ( تاشكند ) و كاشغر مرهون همت اوست . دديگر محمد بن قاسم سپه سالار جوان اموى كه در جبههء سند تا كنارهاى بحر و ديبل ( كراچى كنونى ) و ملتان پيش
هامش
( 1 ) - فتوح 520 طبرى 5 / 277 ، الكامل 5 / 7