كشته شد ، و از مسلمانان بيشتر كشته شد « 1 » باز مسلمانان نيز حمله كردند ، مردم سجستان بمدينه بازگشتند ، پس شاه سيستان ايران بن رستم بن آزاد خوبن بختيار ، موبد موبدان « 2 » را و بزرگان را پيش خواند و گفت اين كارى نيست كه به روزى و سالى و بهزار بخواهد گذشت ، و اندر كتابها پيداست ، و اين دين و اين روزگار تا زمان ساليان باشد و بكشتن و به حرب اين كار راست نيايد ، و كسى قضاء آسمانى نشايد گردانيد « 3 » تدبير آنست كه صلح كنيم . همه گفتند كه صوابايد . پس رسول فرستاد كه ما بحرب كردن عاجز نيستيم ، چه اين شهر مردان و پهلوانانست . اما با خداى تعالى حرب نتوان كرد ، و شما سپاه خداييد ، و ما را اندر كتابها درست است بيرون آمدن شما و آن محمد عليه السلم .
و اين دولت دير بباشد ، صواب صلح باشد ، تا اين كشتن از هر دو گروه برخيزد . رسول پيغام بداد . ربيع گفت : از خرد چنين واجب كند كه دهقان « 4 » ميگويد و ما صلح دوستر از حرب داريم .
امان داد و فرمان داد سپاه را كه سلاح از دست دور كنيد ، و كسى را ميازاريد ، تا هركه خواهد همىآيد و همىشود . پس بفرمود تا صدرى بساختند از ان كشتگان ، و جامه افگندند بر پشتهاشان ، و هم از ان كشتگان تكيهگاهها ساختند ؛ برشد بر انجا بنشست .
پاورقی
( 1 ) - اين همان جنگهاى نوق ، زوشت ، ناشرود ، شرواد اطراف زرنج است كه به حوالت فتوح بلاذرى ذكر رفت .
( 2 ) - موبد موبدان : رئيس بزرگ روحانيون كيش زردشتى بود .
( 3 ) - عناصريكه در داخل خود ضعف ببينند و يا نظام فاسد شالودهء زندگانى ايشانرا متزلزل كرده باشد ، همواره بچنين بهانها تمسك جويند ، و اين عاقبت هر نظام فاسد است .
( 4 ) - دهقان رئيس طبقهء برزيگران بود ، و مسلمانان بزرگان ايران و احيانا پادشاه و مرزبان را دهقان گفتهاند ، كه جمع آن دهاقين است : و درين اوقات ، در طبقات اجتماعى درجهء اول را گرفته بود .