قلعهء ترزك - قلعهء تازيان « 1 » ابن خرداد به در اواسط قرن نهم هجرى جزيرهء نزديك هرموز را بنام « ارموز » ذكر كرده است ، در كرانههاى جزيرهء هرموز سكّههاى طلا يافت شده كه در يك طرف آن نام عادلشاه و طرف ديگر اسم جرون نوشته شده است « 2 » .
جزيرهء هرمز كه بشرح سابق الذّكر از قرن هشتم رونق و آبادى روزافزون يافت بتدريج از نظر بازرگانى اهميّت فوق العاده پيدا كرد و ميلتون شاعر انگليسى مينويسد كه « در آن زمان در مشرق از راه مثل مىگفتند كه :
اگر دنيا حلقهء انگشترى باشد هرمز نگين آنست » « 3 » در كتاب تمدّن ايرانى « 4 » طى مقالهء آقاى ا . بنيفاسيو
( A . Bonifacio )
( فصل نخست ) در قسمتى كه زير عنوان نواحى خليجفارس نوشته شده اشاره به اين امر گرديده است كه « بندر هرمز در جزيرهاى در مدخل خليجفارس واقع شده و تا ابتداى قرن هفدهم مركز بازرگانى مهمّى بوده و محصولات هندوستان و حتى خاور دور از اين بندر داخل ايران ميشده و تا تركستان ميرفته است » در دنبالهء اين مطلب نيز چنين مينويسد :
« از قرن 17 تا قرن 19 بندرعباس كه در خشگى در مقابل هرمز ساخته شده بود جاى بندر هرمز را گرفت » در سال 913 هجرى مطابق 1507 ميلادى درياسالار پرتقالى بنام البوكرگ جزيرهء هرموز را پس از جنگ سختى كه با فرماندار آنجا نمود متصرّف گرديد و در محلّى موسوم به مورونا قلعهاى بنا نهاد و شاه اسمعيل اول صفوى بعلّت گرفتارىهائى كه با عثمانيان داشت با پرتقاليها مسالمت و سازش نمود تا اينكه در سال 1031 هجرى شاه عبّاس بزرگ با استفاده از كمك
هامش
( 1 ) كتاب سرزمينهاى خلافت شرقى ص 2 - 341
( 2 ) رسالهء نظرى بايران و خليجفارس ص 102
( 3 ) نقل از مقالهء قديمترين ذكر دموكراسى در نوشتههاى فارسى بخامهء آقاى محمد اسمعيل رضوانى در مجلهء راهنماى كتاب شمارهء خرداد 1341
( 4 ) از انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب - شمارهء 14 مجموعهء ايرانشناسى تأليف چند تن از خاورشناسان . ترجمهء آقاى دكتر عيسى بهنام چاپ طهران 1337