در كتيبهء بدنهء جنوبى ايوان آن مرقوم رفته است سال 848 هجرى است و از روى قرائن مختلف وضع اصلى ساختمان و طرح ايوان و تزئينات كاشيكارى آن به خوبى برميآيد كه استاد سازندهء آن همان استاد غياث الدّين شيرازى بوده كه بناى مدرسهء غياثيّهء خرگرد را باتمام رسانيده است « 1 » .
بجرئت هرچه تمامتر ميتوان گفت كه كاشيكارى معرّق توأم با قطعات فراوان كوچك سنگ مرمر هندسى شكل از ارهء مسجد مولانا « 2 » و كاشيكارى معرّق فيروزهفام كتيبهء بزرگ حاشيهء بيرون ايوان بناى مزبور كه خطوط نوشتهء ثلث شيواى آن را با آجر تراشيده درون كاشى معرّق فيروزه رنگ نصب كردهاند و انواع كاشيكاريهاى معرّق ديگر كه در كتيبههاى متعدّد داخل ايوان اين بناى عالى به كار بستهاند و طرحهاى كاشيكارى معقّلى آن و بطور اجمال هنرنمائى فوقالعاده كه در اين بناى تاريخى معظم و زيبا به كار بستهأند در كمتر بناى تاريخى ايران سراغ ميرود و حقيقتا براى درك يك چشمه هنر استادان زبردست معمار و كاشيكار شيراز در قرن نهم هجرى از هر جهت مناسبت دارد كه چهار بناى مسجد گوهرشاد و بقعهء تربت شيخ جام و مدرسه غياثيهء خرگرد و بخصوص مسجد مولانا در تايباد مورد بازديد و بررسى قرار گيرد .
باتوجّه بمراتب بالا اين نكته جلبتوجّه مىكند كه آيا وجود چند نفر استاد عاليقدر و هنرمند شيرازى ( استاد قوام الدّين - استاد حاجى زين جامع - استاد غياث الدّين ) در نيمهء اوّل قرن نهم در خراسان امر اتّفاقى بوده يا عامل مخصوصى باعث سوق دادن استادان مزبور در يكزمان به آن خطّه شده است .
براى پاسخ به اين پرسش بايد گفت كه امير تيمور گوركانى پس از پيروزى بر نواحى و شهرهاى مختلف ايران و آسياى صغير استادان هنرمند هر رشته را از
هامش
( 1 ) مسافت بين خرگرد و تايباد چندان زياد نيست و عملا رسيدگى و اشتغال بساختمان هردو بناى مورد ذكر امر ممكن و منطقى به نظر ميرسد .
( 2 ) علاقهمندان به اطلاعات بيشتر دربارهء مسجد مولانا ممكن است به مقالهء نگارنده در كتاب آثار ايران ( متن فرانسه - جلد سوم - مجلد دوم - چاپ هارلم 1938 ) و ذيل آقاى گدار بر مقالهء مزبور در همان كتاب مراجعه فرمايند .