تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة ديباچه 8

مساهمون:

صديباچه ٨
و بسيار شيوا برخوردار گرديده است . اين نكته درخور توجّه است كه نه سازندگان بقاع متبرّك شاه‌چراغ و سيد مير محمّد و غيره يا معماران دوران كريمخان زند از نقشهء آتشگدهء بيشاپور ( كه ويرانه‌هاى آن تا سال 1316 شمسى در دل خاك مدفون بود ) اطّلاع داشته و نه بنيان‌گذاران بناى خداخانه از طرح و هيئت ساختمانى بناى آتشكوه يا آتشگده‌هاى ديگر باخبر بوده‌اند و اين شباهت ابنيهء اسلامى فارس با آثار معمارى پيش از اسلام آن استان تنها بدليل مداومت سنّت معمارى و بقاى طرح و هيئت ابنيه است كه بطور سينه‌بسينه در نسلهاى متمادى استادان و هنرمندان فارس و فارسى باقىمانده منجرّ بايجاد اين گونه ابنيه با چنين شباهتها و هماننديها گرديده است « 1 » .
هامش
ريخته شد . » داخل آن در زير گنبد عظيم و عالى درون محجر مرمرى مشبك فوق‌العاده عالى و ممتاز دو سنگ قبر مرصع مرمرى زيبا بر بالاى دو سكوى مرمر مرصع نصب است ، بر كنار سنگ قبرى كه در وسط قرار دارد چنين نبشته شده است « مرقد منور ارجمند بانو بيگم مخاطب به ممتاز محل توفيت فى سنهء 1040 » بر كنار سنگ قبر ديگر نيز چنين نگاشته‌اند : « مرقد مطهر اعليحضرت فردوس آشيانى صاحبقران ثانى شاه جهان پادشاه طاب ثراه سنهء 1076 - در شب بيست و ششم شهر رجب سنه هزار و هفتاد و شش هجرى از جهان فانى ببزمگاه جاودانى انتقال كردند » ، در انتهاى حاشيهء اطراف درب ورودى حرم تاج‌محل اين كلمات خوانده مىشود : « كتبه الفقير الحقير امانت خان الشيرازى فى سنهء هزار و چهل و هشت هجرى مطابق سنهء نوزدهم جلوس مبارك » . اجمالا ميتوان گفت كه بناى تاج محل از درون و بيرون گوهر گرانبهاى هنر معمارى مشترك ايران و هند بوده عشق و شور فراوان شهريار هند به شهبانوى خود آن را پديد آورده است و علاوه بر آنچه بين ايران و شبه‌قارهء هند از طريق ادبيات و تاريخ مشترك و عوامل معنوى ديگر ارتباط و پيوستگى حاصل بوده و هست آثار معمارى نيز چشمهء ديگر هم‌بستگى و علائق ديرين دو ملت و كشور باستانى بشمار ميرود . ( 1 ) در نزديكى تپهء چغازنبيل در خوزستان بمسافت قريب چهل كيلومترى جنوب‌شرقى شوش كه محل معبد عظيم دوران عيلام بوده بوسيله اونتاش گال( Untash - gal )شهريار معروف عيلام در اواسط قرن سيزدهم پيش از ميلاد ساخته شده است بقعهء جديدى بنام سيد صائم قرار داد كه مدفن سيد صائم نياى سيد كرم مالك و شخصيت محترم آن ناحيه است و منظر خارجى و هيئت كلى اين بقعهء ساده عينا مانند آتشگده‌هاى عهد ساسانى است كه به صورت چهارطاقى ساخته باشند و در نظر اول تصور ميرود يكى از همان چهار طاقيها باشد ولى چون نزديك شوند و به داخل آن روند درمىيابند كه بنائى تازه است و اين شباهت نتيجهء بقاى سنن و سبكهاى ساختمانى قديم در ذهن استادان محلى و معمر مىباشد همچنانكه لغات پارسى باستانى و درى هم در زبانهاى محلى بهمين‌گونه باقى و زنده مانده است .