تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
بطوريكه در نقش مهر نموده شده است مردى با جامهء پارسى و كلاه كنگره‌دار شيرى شرزه را شكار كرده با دست راست كمند مخصوص چنين شكارى را كه پاى راست شير به آن بند شده است گرفته و بجانب خود ميكشاند و در دست چپ ترناى كوتاه ياشلاق دم گاوى براى ناتوان ساختن شير و در هنگام لزوم جلوگيرى از حملهء آن گرفته است - در بادى امر تصوّر ميرفت كه مرد پارسى با دست راست خود پاى راست شير را گرفته و چون نقش مهر اساسا ناتمام مانده نقش دست راست مرد نيز كامل نشده است ولى آقاى كريمى هنگام نقّاشى بر روى نقش مزبور بوسيلهء ذره‌ّبين و با ديدهء دقيق هنرى آن را نگريستند و دريافتند كه پاى راست شير در كمند مرد دلاور افتاده و دست راست وى كمند را تنگ كشيده است و اندازهء كمند از بلندى طبيعى دست كمى بيشتر بوده وسط دو خطّ طولى كمند خطوط عرضى موجب بستگى و پيوستگى بهتر آن و مجال ندادن به شكار براى رهائى و فرار مىباشد و خانم ملكزادهء بيانى هم از آغاز بررسى خود دربارهء مهر مزبور همين نظر را ابراز داشته بودند . در پشت سر دلاور پارسى تصوير چرخى در پائين و نقش انسان بالدارى در بالا پديدار است كه ميتواند مظهر قديمتر فروهر باشد بدينمعنى كه نقوش فروهر در بيستون و تخت‌جمشيد بجاى چرخ زيرين نقش مورد بحث داراى نقش دائره‌اى در وسط قامت و محلّ پيوستگى بالها به بدن انسان مىباشد و قسمت دنبالهء پائين بدن هم كه به صورت پرّه‌پرّه نموده شده است در نقوش فروهر بعدى بلندتر از نقش فروهر مهر مكشوف در پاسارگاد است ، درعين‌حال ميتوان انديشيد كه كمند افكندگى و گرفتارى شير بدست مرد دلاور نمونهء قديمترى از صحنهء پيكار شاه با شير باشد كه بعدا در نقوش برجستهء تخت‌جمشيد به صورت ديگر نموده شده است بدينمعنى كه شاه با يك دست فرق شير را گرفته با دست ديگر دشنه را به شكم حيوان ( كه روبروى او بر دو پا ايستاده ) فرو برده است .