تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
باشند ، با آنكه برخى از مهندسين امروز مجوّف بودن منشور سنگى سقف مقبرهء كورش را دليل توجّه پيشينيان به اصل ( سبك كردن وزن بنا ) دانسته و وجود مدفن اصلى را در سقف مقبره مورد انكار قرار ميدهند نظريّهء مزبور را به آسانى قبول نميتوان كرد خاصّه آنكه در مقبرهء گوردختر اين ( تجويف ) به صورت ديگرى صورت گرفته و چنين مينمايد كه سقف مقبرهء مزبور را بر خلاف مقابر موجود در بام آرامگاه كورش كبير كه از آن شاه و ملكه بوده است فقط به منظور دفن جسدى واحد پرداخته‌اند و اى كاش به آن عشاير گمنام كه ظاهرا سالى چند پيش از اين با درافكندن سنگ فوق الذكر براى نخستين‌بار به مدفن واقع در بام ( گوردختر ) دست‌يافته و محتويات آن را سرسرى گرفته‌اند دسترس بود تا اين راز عجيب نيز به صورت قاطع‌ترى در معرض دانش بشرى قرار ميگرفت . بهر تقدير آرامگاه گوردختر بر سه صفّهء سنگى قرار گرفته كه ميتوان طول و عرض و ارتفاع هريك را بضميمهء ساير ابعاد و مشخّصات اين مقبره در سه برگ نقشهء تقديمى به پيوست مطالعه نمود ضمنا عكسهاى مختلفى هم از چهار جهت بنا برداشته شده كه كار بررسى در اين آرامگاه را آسانتر مىكند « 1 » . با اينهمه نبودن هيچگونه خط و نوشته‌اى در اين آرامگاه مانع از آن است كه انتساب اين مقبره به چش‌پش يا ساير فرمانروايان محلّى ايران‌باستان مورد توجّه قرار گيرد و معلوم نيست اظهارات آقاى پرفسور واندنبرگ در اين زمينه مستند بكدامين دليل و مدرك قاطع بوده است گمان اينجانب بر اين است كه چنانچه در زمستان آينده ( چون در ساير فصول بعلّت گرماى شديد امكان نيست ) كاوشها و گمانه‌زنيهاى وسيعى در جلگه بسپر و اتلال دوگانه نزديك به اين مقبره ( تل شغالى و تل خندقى ) صورت گيرد و حتى در خاورزمين و بربابابيكى واقعه در جلگهء سرمشهد هم حفّاريهائى انجام شود شايد بتوان دربارهء گوردختر و اسرار آن اطّلاعات علمى قابل‌توجّهى بدست آورد .
هامش
( 1 ) در تصاوير شمارهء 217 و 218 وضع بناى گوردختر به خوبى نمايان است و نقشه‌ها و تصاوير مورد اشاره در سطور فوق را اينجانب نديده از آنها استفاده نكرده‌ام .