آتشگده بزرگ جلگهء بسپر يا ( بناى كوشگ ) نه چنان منهدم است كه بتوان با اعتبارات قليل متداوله به مرمّت آن پرداخت و به همين مناسبت تهيهء نقشهء كامل آن نيز كه قبل از هرچيز نيازمند انجام يك سلسله كاوش وسيع چندماهه و برداشتن هزاران خروار سنگ فروريخته و پيدا كردن شالودههاى سابق بناست با آن فرصت كم ميسّر نگرديد و تنها به عكسبردارى از جوانب چهارگانهء آن كفايت شد ضمنا باستحضار مىرساند كه با آنكه طول و عرض فعلى بقاياى اين آتشگده بالغ بر 40 * 50 متر است همچنان در اطراف اين محدوده آثار پىها و صفّهها و شالودهها و حصارهاى متعدّدى به چشم مىخورد كه وضع سابق بنا را در حال مبهم نشان ميدهد .
بنابراين مادام كه در اطراف اين آتشگده و همچنين در تل خندقى واقع در نيم كيلومترى شمالشرقى آن يا سيصد مترى جنوبشرقى گوردختر حفارى نشود هيچگونه نظريّهء جامع و دقيقى در اينباره تقديم نميتوان كرد و گمان اينجانب بر اين است كه مخصوصا حفّارى تل خندقى كه به طول و عرض و ارتفاع تقريبى 12 * 40 * 60 متر با خندق پيرامون خود بمانند ارگ شهرى درميان اتلال كوچكتر قرار گرفته و همچنين كاوش تل عظيم معروف به شغالى ( ش - 224 ) كه آن خود نيز با ارتفاع تقريبى 12 متر در يك كيلومترى شمال مقبرهء گوردختر واقع است نهتنها كمك بزرگى به شناسائى آثار فعلى موجود در جلگهء بسپر و آتشگدههاى موردنظر خواهد كرد بلكه محتمل است كه در اين ميانه آثار ساختمانى ديگرى هم از دوران هخامنشيان با نقوش و خطوط و بارليفهاى مربوطه از دلخاك آشكار شود همچنانكه در جلگهء پاسارگاد ضمن خاكبردارى اتلال و اراضى واقعه در چند صد مترى مقبرهء كورش بازماندهء قصور شهريارى و حتّى آبنماهاى بساتين آن ادوار نيز بدست افتاد .
و امّا آتشگدهء ديگر كه آن نيز در دامنهء كوه غربى جلگهء بسپر معروف به تخته آبشيرين و بفاصلهء يك كيلومتر و نيمى سمت باخترى گوردختر قرار گرفته بقدرى مخروبه و منطمس است كه از آن درحالحاضر جز ويرانهاى چند بر يك تودهء عظيم سنگ و كلوخ چيز ديگرى برجاى نمانده است با اين حال عكسهاى
اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة 381
مساهمون: محمد تقى مصطفوى
ص٣٨١