طايفهء قرم شملو بروز آورديم و صبح روز بعد پس از بازديد اتلال بزرگ و قابل كاوش اين جلگه بنام تل شغالى ( ش - 221 ) وتل خندقى و انجام گمانهزنيهاى كوتاهى در اين دو تپّه عازم ديدار گوردختر شديم .
اين مقبرهء سنگى كه وجود آن قبل از اظهارات اخير پروفسور واندنبرگ وسيلهء باستانشناسان ايرانى ضمن درج مقالهاى مربوط به استامپاژ پرفسور هنينگ انگليسى از كتيبهء سرمشهد در يكى از نشريّههاى يونسكو اعلام گرديده « 1 » از لحاظ ظاهر شباهت بسيارى به مقبرهء كورش كبير دارد و در وضعى ساختهشده كه درگاه كوتاه آن درست رو بشمالغربى باز مىشود ( ش - 217 ) . اطاقك مقبره و سقف و محمولات فراز سقف آن جمعا از 19 پارچه سنگ مختلف الابعاد تشكيل يافته كه از آن جمله يكپارچه سنگ ذوذنقه شكل تارك عقب مقبره را در همين سنوات اخير جمعى از عشاير بيابانگرد فرود آورده و درشكستهاند . گفته مىشود كه غرض آنان دست يافتن به گنجى بوده كه به پندار ايشان در سقف مقبره جاى داشته و در راه انجام اين خيال كه وسيلهء طنابپيچ كردن سنگ و استفاده از كشيدن دنبالهء طناب بمدد شتران زورمند بوده است دو شتر را نيز با درافتادن سنگ به هلاكت رسانيدهاند ولى نتيجهء اين كوشش جاهلانه هماينك يك مسئله علمى را در نظرگاه تحقيق باستانشناسان قرار داده و آن يك سنگ تراشيدهء مقعّر است كه به صورت ناودانى واژگونه بر بام مقبره قرار گرفته ( ش - 218 ) و بر خلاف خلاءهاى دوگانهء موجود در سنگ بام مقبرهء كورش كبير فاقد هرگونه راهى بخارج بوده است ، با اينهمه تراش داخل اين نيم استوانهء سنگى مجوّف كه بر بام مقبرهء گوردختر در جهت شمالغربى و جنوبشرقى قرار گرفته چنان است كه ميتوان تنگناى داخل آن را جايگاه نعش پنداشت و در اين صورت لازم ميآيد كه مقبره را قبل از دفن جنازه ناتمام گذاشته و سپس سنگ ذوذنقه شكل را بر دهانهء عقب آن استوار كرده
هامش
( 1 ) مقالهء سابق الذكر نگارنده كه در مجله آموزشوپرورش - شمارهء مربوط به تيرماه 1329 درج گرديده بود مقارن همان اوقات در مجلهء يونسكو در تهران كه نشريهء كميسيون ملى يونسكو در ايرانست نيز منعكس شده است .