بهرحال يكى از اين دو شهر باستانى را اهالى محل بنام خاورزمين مينامند و ديگرى را بدينمناسبت كه در مجاورت كاروانسرا سنگى مخروبهاى بنام بابابيكى واقع است بربابابيكى نام نهادهاند و واژهء بر در اصطلاح آنان به تپّه و تل اطلاق مىشود . بطور خلاصه آثار كاوشهاى قاچاق مينائى يزدى را هماكنون نيز در اتلال خاورزمين و برخطيرى و دهن شاه سليمان و بربابابيكى ميتوان بوضوح مشاهده نمود و بطوريكه در محلّ گفته مىشود ظاهرا مستخرجات اين كاوشهاى قاچاق را كه با سوءاستفاده از پرت بودن محل و جهل مردم و نبودن هيچگونه پاسگاه ژاندارمرى يا مؤسّسه دولتى در آن نقاط از ياد رفتهء كشور صورت ميگرفته است مينائى مزبور وسيلهء شتران باركش از طريق بيراهه بخارج ميبرده و حتّى در مواقع انجام حفّارى نيز از نزديك شدن ساكنين آن حوزه به كارگاهها جلوگيرى ميكرده است . و امّا جلگهء سرمشهد كه به طول تقريبى 30 و عرض تقريبى 9 كيلومتر بقاياى اين دو شهر باستانى را دربرگرفته است از شمال به دالكى و از جنوب به فراشبند و از مشرق بكوهستان برهسه و از مغرب به كوهستان سروك محدود مىباشد و همين كوه اخير است كه ميان جلگهء سرمشهد را با جلگه بسپر ( بر وزن گلپر ) فاصله افكنده و دسترسى به مقبرهء گوردختر و آتشگدههاى دوگانهء جلگهء اخير را جز از طريق كوهپيمائى و پيادهروى در ارتفاعات دشوار ساخته است .
بهرحال هيئت ما پس از استراحت يكشبه در كومههاى سرمشهد و استحضار از لزوم كوهپيمائى روز بعد بامداد فردا را عازم جلگهء بسپر گرديد در آن روز نخست به تخفيف بارها و برداشتن ابزار كار و حداقلّ ما يحتاج دوروزه پرداختيم و سپس با پيمودن سه فرسنگ راه كوهستانى صعب العبور و خطرناك جبال سروك را پشت سر گذاشته و مقارن شامگاه به جلگهء باستانى بسپر فرود آمديم . در اين جلگه نيز شالودهها و سنگ بندها و آثار و اتلال كثيرى از ادوار باستانى به چشم مىخورد و بيننده را بر آبادى كامل آن منطقه در ادوار گذشته مطمئن ميساخت با اينهمه در پايان آن روز بعلّت خستگى مفرط مجال و قدرت تحقيق براى هيچيك از ما باقى نمانده بود ناچار با پيمودن عرض جلگه شب را در سياه چادر كلانتر
اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة 377
مساهمون: محمد تقى مصطفوى
ص٣٧٧