تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
بطوريكه ملاحظه مىشود نوشتهء بالا حكايت از حضور ابو عبد اللّه فرزند مبارز الدين محمد ( سر سلسلهء شاهان آل مظفر ) در تخت‌جمشيد در غرهء ماه محرم سال 773 هجرى مينمايد . براى اطلاع بيشتر دربارهء موضوع اين كتيبه به نبشتهء شمارهء - 25 - يعنى آخرين نبشتهء يادگارى مورد بحث در اين صفحات مراجعه شود . 15 - بر ديوارهء غربى همين پنجره نزديك نبشتهء كوفى بنام عضد الدوله ( كه ضمن شمارهء 4 مذكور گرديد ) به خط نسخ در سه سطر كوتاه چنين نقر گرديده است : ابو اسحق بن محمود شاه فى سنة 738 در اين پنجره هم مانند پنجرهء پيشين نبشته‌هاى يادگارى غير مهم چندى هست كه ذيلا بطور اجمال ذكر مينمايد : « يا على بهست و نيست مرنجان . . . . الخ با امضاى محمود بن . . . مهر خواشقانى سنهء 957 ) - ( هو اللّه سبحانه غرض نقشيست . . . . الخ بندهء كمترين خلق اللّه باحماد ملك احمد باحماد منصور مهر خواشقانى ) - ( هو اللّه الباقى كتبه بخش على ) - ( يادگار شيخ محمد بن حافظ شيخ جهرمى فى سنهء 883 ) - ( ذكر نام نور محمد بربرى الطشتى الاتابكى ضمن اشاره به حضور او و تاريخ 9 ذى قعده سنهء 668 ) - ( اشاره بحضور محمود بن ابى الفتح ) - ( چاكر شاه نجف سلطان حسين قصه‌خوان 983 ) - ( نوشتم درين لوح . . . . . . الخ با ذكر نام سيد حسين بن على كنارهء سنهء 957 ) - ( نوشتهء عربى مورخ بسال 983 بوسيلهء شخصى كه هنگام حضور در تخت‌جمشيد اشعارى سروده ابتداى آن وقفت معتبرا بوده لكن بحك اشعار و نام خود موفق نشده است ) - ( بيت اين نوشتم . . . . . الخ كمينهء درويشان درويش ابو اسحاق محمد شاه مهر خواشقانى ) - ( نقشه اياز حجار شيرازى اين رقم تازه برين كهنه سنگ كرد منقش قلم تيزچنگ تا بودم بعد بسى روزگار اين سخنان از جهت يادگار حرره العبد على العرب او صله اللّه الى من طلب سنهء 957 ) و ما توفيقى الا باللّه
مشمر كمال خود را ز سگان آستانش * كه بپايهء بلندى نرسند خود پسندان
چاكر خاندان آل على الفقير الحقير بخش على سنهء سبع و خمسين و تسعمائه ( جملهء عربى ابتداى نبشتهء اخير و تاريخ آن به خط نسخ زيبا و بقيهء آن به خط درشت نستعليق نقر گرديده است ) . نوشته‌هاى غير مهم ديگرى هم در پنجرهء نامبرده هست كه ذكر آنها مفيد به نظر نميرسد لذا بيش از آنچه گذشت در اين‌باره توضيحى نميدهد و چون نبشته‌هاى پهلوى و كوفى و ثلث كه بر جبههء جنوبى بدنه‌هاى سنگى درگاه بين تالار و ايوان وجود دارد در آغاز امر ضمن شماره‌هاى 1 تا 6 مذكور