ندادهاند . ولى از اين مقامه خود معلوم است كه شهرت شيراز در آن عصر تا خراسان و غزنى رسيده بوده است و خاطر آن نويسندهء اديب را به خود مشغول ساخته .
ديگر ابو الطيب احمد بن محمد بن عبد الصمد الجعفى مشهور به المتنبى شاعر بزرگ عرب ( متولّد 303 متوفى 354 ه . ق ) كه در زمان امير عضد الدولهء ديلمى به شيراز آمده است و در ديوان او دو قصيدهء غرّا كه از غرر سخنان اوست در مديحهء آن امير ملاحظه مىشود ، يكى در وصف شعببوان از جنّات اربعه كه محلّ آن در بلوك ممسنى شيراز است « 1 » و اكنون در آن محلّ به بوان ( بضمّ با و تخفيف واو ) مشهور مىباشد . به اين مطلع :
مغانى الشعب طيبا فى المغانى * بمنزلة الربيع من الزمان
و قصيدهء ديگر در وصف شكارگاه شاهنشاه ديلمى است . در دشت ارژن ( 60 كيلومترى مغرب شيراز ) كه با اين ابيات شروع مىشود :
ما اجدر الايام و الليالى * بأن تقول ماله و مالى . . .
ان النفوس عدد الآجال * سقيا لدشت الارزن الطوال
بين المروج الفيح و الافيال * مجاور الخنزير و الرئبال . . . الخ
مهمترين سياحت نامهيى كه شايد قديمترين كتاب از اين نوع باشد ، ( اگر قبل از اين تاريخ سفرنامهيى نوشته شده است ، به نظر نگارندهء اين سطور نرسيده ) همانا رحلهء ابن بطوطه است ، موسوم به تحفة النظار فى غرائب الامصار . مؤلّف اين كتاب گرانبها ابو عبد الله محمد بن عبد الله بن محمد بن ابراهيم الطنجى ( متولّد 703 و متوفى 779 ه . ق ) ، از مغرب اقصى شدّر حال كرده و ديار مغرب و مصر و شام و حجاز و عراق را درنورديده و در 745 ه . ق در زمان سلطنت شاه ابو اسحاق اينجو به ملك فارس رسيده و سپس از آنجا گذشته به بحرين و يمن و تركستان و ماوراء النهر و بعضى از بلاد هندوستان و چين رفته و سپس به افريقا بازآمده و در مراكش وفات يافته است . وى در كتاب شهير خود مينويسد ( ص 127 ) :
« ثم سافرنا منها الى مدينة شيراز و هى : مدينة اصيلة البنا ، فسيحة الارجاه ، شهيرة الذكر ، منيعة القدر ، لها البساتين المؤنقة و الانهار المندفقة و الاسواق البديعة و الشوارع الرفيعة ، و هى كثيرة
هامش
( 1 ) در صفحات 396 و 397 كتاب دربارهء شعببوان توضيحاتى ذكر گرديده است . م