به ايران آمده و هريك بنوبت خود گذرى از دار السّلطنهء اصفهان بدار العلم شيراز كرده و از آن شهر شهير سخن گفتهاند و هريك موافق سليقه و مذاق خود از آن بلدهء مينونشان وصفى كرده . اگر بخواهيم كلمات ايشان را يكايك ذكر كنيم ، البتّه سخن بدرازا ميكشد ؛ همان بهتر كه بذكر اسامى آن جهانگردان نامى اكتفا كنيم و چون غالبا سفرنامههاى ايشان بطبع رسيده و احيانا بعضى به زبان فارسى ترجمه يافته است ، نقل عبارات و كلمات ايشان متضمّن فايدهء بسيارى نخواهد بود . البتّه مورّخان عصر كه تاريخ آن ادوار را نوشته يا خواهند نوشت ، از اين سفرنامه استفادهء بسيار كرده و خواهند كرد .
پرفسور ارتور آربرى
A . J . Arberry
رسالهء جالب و ظريفى بنام شيراز شهر اولياء و شعراء ايران نگاشته است ( كمبريج 1960 م . ) و فصل اوّل كتاب خود را مخصوص شيراز از نظرگاه بيگانگان اختصاص داده در آنجا بطور اختصار مينويسد :
( ص 3 تا ص 29 ) « در اينكه شيراز از ديرباز شهر بزرگى بوده است ، محل انكار نيست . . .
الغ بيگ ( نوادهء تيمور و عالم رياضىشناس ) ميگويد : دورادور آن شهر پانزده ميل است .
كونتارينى
Contarini
( و نيزى ) همين سخن را گفته وعدهء خانهها و بيوتات آن را هشتاد هزار ذكر كرده است . باربروس
Barbarus
محيط آن را بيست ميل بقلم ميآورد و :
مانند كلووريوس
Cluverius
است ، ولى تيشرا
Teixeira
بعد از او دايرهء دور شهر را 36 ميل ذكر مىكند . سيكار
Sikkar
و تاريش
Tarich
نيز همچنان مينويسند و شايد كه باغهاى متفرقه در حوالى آن را نيز به حساب آورده باشند . ژان معروف به ايرانى
John Persian
سكنهء شيراز را هشتاد هزار نفر و بن الى
Ben - Allis
سيصد هزار نفر ذكر مىكند » .
آقاى اربرى در كتاب كوچك و نفيس خود فهرست مختصرى از اسامى سيّاحان بنام فرنگى را در تلو كلام آورده كه آنها بنوبهء خود هريك مادح شيراز بودهاند و سفرنامههاى ايشان جالب توجّه مىباشد . مزيد فايده را ذيلا بنقل آن اسامى پرداختهايم :
امبروزيو كونتارينى ( ونيزى )
, Contarini
ژوزف باربروس ( ونيزى )
, J . Barbarus
كلوور ( فرانسوى )
, Cluver
تيشرا ( فرانسوى )
, Teixeira
برنيه ( فرانسوى )
Bernier
.
علاوهبراينها رجوع شود به سفرنامههاى سيّاحان ذيل كه از ممالك غرب به ايران سفر كرده و به شيراز گذر نمودهاند و سفرنامههاى ايشان همه بطبع رسيده است :