چند روز گذشت و من ضمن تماس تلفنى با باكو دريافتم كه برنامه عوض گرديده و از اين كار انصراف حاصل گشته است و لذا به آن چند نفر هم دستور داده شده است كه از گنجه بباكو برگردند .
آنان بوسيله يك ماشين به راه افتاده با سرعت مىآمدهاند و چون دو سه شب بيخوابى داشتهاند در راه خواب آنها را گرفته و در نزديكىهاى محلّى بنام ييلاق ماشين به بلوك سيمانى خورده و آقاى پيشهورى كه در جلوى ماشين و كنار راننده نشسته بود بر اثر زيادى سرعت و شدت تصادف سرش شيشهء جلو را شكسته و از آن بيرون آمده و در دم مرده بود » .
آقاى جليلى مىگفت كه پيشهورى آدم خوبى بود ولى دو نفر يعنى بىريا و كاويانى در او نفوذ داشتند و او را وادار باتخاذ تصميمات ناصواب مىكردند .
بارى آقاى پيشهورى پس از چند روز از اين شهر رفت و آنان كه در آن دعوتها شركت داشتند بعد از آن گاهوبيگاه جلساتى با هم تشكيل داده در انتظار آن بودند كه اساسنامه و مرامنامهء رسمى جبههء آزادى از طرف مؤسسين آن در تبريز برسد و در اردبيل نيز رسما آغاز بفعاليت گردد . امّا اين انتظار مدتى به طول انجاميد و سرانجام سخن از فرقهء دموكراتيك آذربايجان بر زبانها افتاد و بجاى اساسنامهء جبههء آزادى بيانيهء مورخ 12 شهريور فرقهء دموكرات در معابر و بازارها بر ديوارها نصب گرديد .
چگونگى تشكيل فرقه در اردبيل :
بدينطريق موضوع فعاليت براى آزادى و اعتلاى آذربايجان دگرگونه شد و تشكيلات جديدى جانشين آن گرديد .
آزاديخواهان اردبيل از اين امر استقبال كردند و بر مبناى آگاهيهائى كه از اوضاع آذربايجان داشتند و مطالبى كه از پيشهورى شنيده بودند در راه تحقق اهداف مندرج در بيانيه كوشش نمودند . اما در جريان امر كسان ديگرى ، بويژه از مهاجرين روسيه ، كه ما در مجلد دوم از آنها سخن گفتهايم ، وارد ميدان شدند و گردش كارها را بنحويكه خواستند در دست گرفتند و چنان كردند كه حتى كميتهء ولايتى فرقه را نيز آنان قبضه نمودند .
شك نيست كه آنها به قدر آزاديخواهان ديگر در جامعه شناخته نبودند و حتى در خطّهء