نكاتى داشت كه دولت مركزى بهيچوجه نمىخواست با آن موافقت كند بويژه آنكه اساسا حكومت تهران تشكيل فرقه را قانونى نمىدانست و براى از بين بردن آن از هيچ اقدام ممكن خوددارى نمىنمود . با اينحال كسانى بميانجيگرى بين اولياى فرقه و دولت مركزى برخاستند ولى چون هيچيك از طرفين حاضر بگذشت و توافق نگشتند دموكراتها در تاريخ 20 مهرماه 1324 اجتماعى در تالار شير و خورشيد سرخ تبريز تشكيل دادند و سخنرانان با حرارت و شور خاصى ، به زبان محلّى ، از محروميتهاى آذربايجان و عقبماندگىهاى فرهنگى و اقتصادى و اجتماعى آن سخن گفتند و با يادآورى رفتارهاى توهينآميز عمال دولتها ، كه حيثيت عمومى مردم آذربايجان را جريحهدار ساختهاند ، خواستار استقلال داخلى و تشكيل انجمنهاى ايالتى و ولايتى و انتخاب و اعزام نمايندگان مردم آذربايجان بمجلس شورايملى شدند و يكايك هدفهاى فرقه را ، بنحويكه در بيانيه عنوان شده بود ، تبيين و توجيه كردند .
آنها جابجا بفداكاريهاى دلاوران آذربايجان در تأمين وحدت جغرافيائى ايران و حفظ تماميت ارضى آن در طول تاريخ اشاره كردند و از جانبازيهاى قهرمانان اين ديار در وقايع مشروطيت ستايشها نمودند و بدين اعتبار خواستار آن شدند كه نام خيابان پهلوى به خيابان ستار خان عوض شود .
از فرداى آن روز فعاليتهاى خود را گسترش دادند و چون دولتهائى كه در مركز تشكيل مىشد بعلّت اشغال ايران از طرف نيروهاى مسلّح خارجى و آشفتگى وضع داخلى و تشتّت و دستهبنديهاى گوناگون نمايندگان در مجلس شورايملى ، كه آن روز از حدّ قانونگزارى خارج و يكّهتاز ميدان سياست و گردانندهء كارهاى اجرائى دولتها شده بودند ، نمىتوانستند تصميمات مؤثرى در تأمين رفاه عمومى و حفظ عدالت و تنظيم امور سياسى و اقتصادى اتخاذ نمايند و چهبسا كه بر اثر كارشكنىهاى آنان هرلحظه در مظان سقوط و تغيير بودند ، از اينرو ادارات دولتى در آذربايجان نيز ، اعمّ از لشگرى و كشورى ، بىاختيار گشته در وضع بلاتكليفى قرار يافتند و بطور كلى بنظاره و ارسال گزارشهائى بمركز پرداختند . و اين كار وقتى بحدّ اعلاى خود رسيد كه فرقه اسلحه بدست آورد و گروه زيادى از روستائيان و شهروندان را بعنوان « فدائى » مسلح ساخت .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 52
مساهمون: بابا صفرى
ص٥٢