تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
ما چون بمقامات عالى مملكتى نرسيده مزهء قدرت را نچشيده‌ايم درشگفتيم كه چرا آنان كه مىتوانند مشكلات جوامع انسانى را با سرانگشت تدبير باز كنند آن را بدندان زور و قدرت حواله مىدهند ؟ ، تعجب مىكنيم چگونه پايتخت‌نشينان ايران همواره سعى بر آن داشته و دارند كه حتى امور مربوط بمرمت چشمهء آب فلان قريهء دورافتادهء زاهدان را نيز در اختيار خود بگيرند و جاهلانه اصرار بر آن نمايند كه اين تمركز كشور بر باد ده ، بايد بدين وضع تأثربار باقى باشد و از پيشرفت و عمران كشور جلو گيرد . جاى سوال است كه خاك‌ريزى راه روستائى بين قريهء ثمرين و ابره‌بكوه در اردبيل چه ربطى با اولياى امور ادارى استان آذربايجان و استاندار آنجا دارد . احداث چنين راهها يا لوله‌كشى آب در داخل دهكده‌ها و نگهدارى آنها و كارهائى از اين قبيل مربوط به خود ساكنان آنها است و دستگاههاى ادارى بايد از لحاظ فنّى بطور مؤثر و دلسوزانه آنها را يارى دهند و متناسب با بودجهء منطقه از اعتبارات موجود بدون ايجاد هرگونه مشكلات ادارى ، بشوراى دهستانها كمك نمايند . امّا در عمل چنين نيست و حرص و ولع دولتمردان براى توسعهء حيطهء قدرت و بدون توجه با مكان خدمت همواره مشكلاتى بوجود آورده و حركت بجلو را اينچنين راكد نموده است . « 1 » اين بيان ما جنبهء كلى دارد و مختص بدان بيانيه و خواست آن روز مؤسسان فرقه نيست زيرا اگر چنين باشد كسانى خواهند گفت كه سران فرقه بتحريك روسها قصد تجزيه آذربايجان را از ايران داشتند و اين خواستها را بهانه قرار مىدادند . و اتفاقا ايراد ما هم بر همين است زيرا اگر از همان ايام تصويب قانون اساسى مشروطيت ايران ، دولتمردان درصدد اجراى آن برمىآمدند و در استانها و شهرستانها انجمنهاى ايالتى و ولايتى را تشكيل داده بخشى از كارهاى مردم را بدست خود آنها مىسپردند حدّاقل در شهريور 1324 اين « بهانهء تجزيه » از دست فرقويها گرفته مىشد و كشور با آن مصيبت و درماندگى روبرو نمىگرديد .
هامش
( 1 ) - اين مطالب قبل از انقلاب 1357 ايران جمع‌آورى گرديده است .