6 - بنظرم جولان ( صفحهء 360 ) اهل حصارلو نبود و اهل نوشهر ( نوشار ) بود . نوشهر هم از محال فولادلو است نه اينانلو .
7 - محلّ دستگيرى حاجبابا خان ، كه در جلد اول در دفتر ميرزا احمد خان مستوفى گفته شده در دفتر برادرم مير جعفر قليخان حبيبى اتفاق افتاده است » .
نامهاى از آقاى امير احمدى :
با اظهار امتنان از تذكارات آقاى حبيبى بنامهايكه آقاى همايون امير احمدى بتاريخ 10 مرداد 1353 از تبريز براى ما فرستادهاند اشاره مىكنيم .
ايشان با يادآورى اينكه مندرجات دو جلد اول و دوم « اردبيل در گذرگاه تاريخ » را مطالعه نمودهاند نوشتهاند كه « در مورد خانوادهء بنده ( خانوادهء امير عشاير خلخالى و مادربزرگم عظمت فولادى ) بكرات مطالبى ذكر شده است كه اكثرا با حقيقت وفق نمىدهد » آنگاه از مؤلف گله كردهاند كه چرا براى كسب اطلاعات دستاول ببازماندگان اين دو خانواده مراجعه ننموده است و اضافه نمودهاند كه « اين نامه را من باب فتح الباب مكاتبات و شايد مذاكرات حضورى مىنويسم » . آقاى امير احمدى در خاتمهء نامه مرقوم داشتهاند كه « بنده نمىخواهم مانند جوابگوئى بمزخرفات آقاى احمد احرار در كتاب مردى از جنگل ، در جاى ديگر پاسخگوئى بكنم . اگر جلد سوم يا متمّمى داشته باشيد در آنجا اقدام بتصحيح گردد شايستهتر است » .
بايد گفت كه ما هرجا دربارهء امير عشاير خلخالى و خواهرش عظمت خانم فولادى اشارهاى كردهايم جابجا از مآخذ آنها هم نام بردهايم . با دريافت نامهء آقاى امير احمدى بسيار خوشحال شديم كه با استفاده از اطلاعات ايشان نكات تاريك تاريخ را روشن و هرآينه اشتباهات قطعى را اصلاح مىنمائيم و لذا در تاريخ 8 شهريور 1353 شرحى بحضور ايشان ، به نشانىايكه در نامه داده بودند نوشته و در اينباب قبول منّت كرديم ولى از بخت ناسازگار خود تاكنون بدريافت جوابى نايل نگشتيم .
رفع يك ابهام تاريخى بوسيلهء آقاى فتحعلى امينى :
آقاى فتحعلى خان امينى در ضمن نامهاى كه بيكى از دوستان خود ، در باب تاريخ اردبيل نوشته و ايشان آن نامه را بما دادهاند در باب غارت كتابهاى بقعهء شيخ صفى و حمل آنها بوسيلهء « ژنرال سوختلن » روسى به « پطروگراد » بنكتهاى اشاره كرده كه از نظر تاريخى