جلد دوم ، بعد از لفظ صالح كلمهء « بن » اضافه فرمايند . همچنين در سطر پنجم صفحهء 192 جلد دوم ، عبارت « حمزة بن موسى الكاظم يا صدر الدين بن موسى » را به صورت « امامزاده حمزه و امامزاده صدر الدين » تصحيح كنند و نيز در سطر هفتم صفحهء 296 و سطر پنجم صفحهء 301 مجلد دوم ، عبارت « بن موسى بن جعفر ع » و « بن موسى الكاظم ع » را حذف نمايند .
نقدى از آقاى سيد لطفعلى حبيبى :
آقاى سيد لطفعليخان حبيبى برادر كهتر مرحوم جعفر قليخان حبيبى مىباشد كه ما در صفحات 241 و 343 جلد اول اين كتاب از او ياد كردهايم .
ايشان در نامهايكه نوشتهاند نكاتى را بدينسان يادآور شدهاند :
« 1 - عكس صفحهء 9 جلد دوم كتاب مربوط باولين دورهء سربازگيرى نيست زيرا مرحوم بهادرى سالها بعد از آن تاريخ فرماندار اردبيل شد . فرمانداريكه در زمان او سربازگيرى آغاز شد مرحوم لشگرى بود .
2 - بيرق زردوز مورد اشاره در صفحهء 135 جلد دوم متعلق به مسجد گازران است نه عالىقاپو و به بيرق نادر شاه مشهور است و فعلا هم در امانت معتمدين محلّه مىباشد .
3 - كوچهء پيرمادر در جنوب شرقى شهر است نه شمال شرقى ( صفحهء 186 ) و باغملّى در سمت شمالى نارينقلعه واقع است نه سمت غربى ( صفحهء 16 )
4 - در صفحهء 338 با تأييد اينكه در آن تاريخ ابو الحسن خان طهماسبى نامى مصدر كار نبود نام خانوادگى ابو الحسن خان پورزند بود نه زند . زند نام خانوادگى سرهنگ غلامعلى خان بود كه احداث باغملّى در زمان فرماندارى نظامى ايشان صورت گرفت .
5 - در صفحه 334 مرحوم مير جهانگير خان جوادخانى كدخداى محلّهء دروازه بود نه گازران . در ضمن عكسى كه با علامت « + » به رحمت الله ( لعنت الله ) نسبت داده شده شبيه او نيست . من او را از نزديك مىشناختم . او از علاقمندان حضرت سيد الشهدا ( ع ) بود و در مجالس سوگوارى آنحضرت با وضع خاصى اشك از چشمهايش جارى مىشد . او دو پسر و يك عيال داشت . بعد از آن واقعه بين پسرش بنام سعد الله و مادر و برادر ديگرش دعوائى رخ داده و از عمل پدر دلتنگى شد . در اين دعوا كه با خنجر به سعد الله حمله مىكنند سه انگشت او قطع گرديد . من عين انگشتهاى قطعشده را در خانهء آنها واقع در عباسيه ديده بودم .