گفتار پانزدهم نقدها و نظريات خوانندگان در مورد مطالب مجلدات پيشين
روش ما در تأليف « اردبيل در گذرگاه تاريخ » آن بود و هست كه دور از هرگونه حبّ و بغض و نظرهاى شخصى ، وقايع اين خطّه تاريخى را ، چنان كه بوده است بقلم آوريم و تا آنجا كه ممكن است شرط امانت تاريخ را در اين تأليفات حفظ كنيم و چنين هم كرديم . از وعدهها و وعيدها احتراز جستيم و به خواهشها و سفارشهاى نابجاى ديگران ، حتى نزديكترين كسان خود ، مطلبى را حذف يا موضوعى را اضافه ننموديم ؛ درشتىها يا نوازشهائى را كه ديگران با ما كرده بودند ناديده گرفته با اين روحيّه بجمعآورى و تنظيم و چاپ مطالب پرداختيم .
شك نيست كه چون ما در تمام وقايع و حوادث حضور نداشتيم تمام آنچه را كه نوشتهايم دور از نقص و نارسائى نپنداشتيم و در هردو مجلّد پيشين ، از دانشمندان و صاحباننظر يادآورى اشتباهات و سهو و نسيان را تقاضا نموديم .
آنچه از اين نظريّات تا موقع چاپ مجلّد دوم رسيده بود ، در گفتار دهم آن جلد عينا آورديم و ضعف يا صحّت آنها را يادآور شديم . اكنون نوبت به ارائهء نظريههائى رسيده است كه تا چاپ اين مجلّد از كتاب اعلام گشته و قسمت اعظم آنها مربوط بمطالب جلد دوم مىباشد . و اينك در اين قسمت بدرج آنها مىپردازيم :
يك تذكار از طرف خود مؤلف
نخستين تذكار را از طرف خود مؤلف عنوان مىكنيم و آن از قلم افتادن يك كلمهء « بن » بعد از لفظ « صالح » در صفحهء 63 جلد اول كتاب مىباشد . توضيح آنكه در سطر چهارم آن صفحه بنقل از زيارتنامهء موجود در مقبرهء امامزاده حمزه در كلخوران ، از كتاب « بحر الانساب ابن عتبه » نوشتهايم كه « فرزندان صالح امام موسى الكاظم ( ع ) . . . » .
حال آنكه اصل نوشته چنين است « فرزندان صالح بن امام موسى الكاظم ( ع ) . . . » . و لذا از دارندگان مجلدات اول و دوم تمنى داريم كه در آن صفحه و نيز سطر 21 صفحهء 188