تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
كه از آنان كسى درصدد تحقيق دربارهء آنها برآيد و علل اساسى بيماريها را كندوكاو كند . يادآورى اين نكته لازم است كه پزشكى و طبابت اصولا بر دوپايهء مهمّ استقرار دارد . يكى شناختن نوع بيمارى ، كه بنام « تشخيص » معروف است و ديگرى آگاهى كامل بخواص داروها كه مىتوان تجويز آن را در مورد بيمار « معالجه » خواند . در دورانهاى قديم ، چنان كه امروز نيز چنين است ، علائم و مشخصات بيماريها ، از قرنها پيش از طرف اساتيد بزرگ ، مثل بو على سينا و ديگران معيّن گشته و طرز معالجهء آنها نيز گفته شده بود . بنابراين پزشك زمان فتحعليشاه كارش تطبيق دادن حالات بيمارى با آن علائم و نوشتن نسخهء دارو ، برابر آنچه به دو رسيده بود ، بود . و چون نوع امراض به ظاهر محدود و مشخّص بود براى يك پزشك به ياد داشتن علائم آنها ميسّر بود و آشنائى بانواع داروها نيز مشكل نمىنمود . بااينحال اشكال كار در تطبيق صحيح علائم با وضع بيمار بود و براى اين كار تجربه و دقت و بالاخره حذاقت لازم مىنمود يعنى شئونيكه موجب شهرت و معروفيّت اطبا در بين اقران و امثال خود مىگرديد .

تحصيلات اطبّاى قديم :

با اين بيان نبايد تصوّر نمود كه مثل امروز در قديم نيز دانشكده‌ها و دانشگاههاى خاصى در ايران براى تعليم طبابت وجود داشت و داوطلبان فراگرفتن آن با ضوابط و مقرراتى انتخاب مىگشتند . ما در قسمت مربوط بتعليم و تربيت در اين كتاب گفته‌ايم كه تحصيلات قديم نيز داراى مقاطع خاص بود و غير از مكتبخانه به دوره‌هاى مقدماتى ، سطح و خارج تقسيم مىشد . آنان كه در دورهء خارج درس مىخواندند مطالب گوناگونى مثل فقه ، اصول ، حكمت و نجوم را در سطح بالاترى فرامىگرفتند و در ضمن آنها كتب طبى مثل قانون بو على را نيز مىخواندند و بدون اينكه در بيمارستانى كارآموزى كنند يا بطور جدّى با كارآموزى در زيردست طبيب ديگرى از تجربيات او بهره‌مند شوند ، به خود حق مىدادند كه طبابت كنند و با تطبيق علائم امراض معيّن با حالات مريض ، از داروهاى مقرّر تجويز نمايند . اين بود كه آنان گاهى معمّم بودند و گاهى علاوه بر طبابت ، فلسفه و حكمت درس مىدادند . برخى در امور شرعى اظهارنظر مىكردند و بعضى نيز اديب و شاعر بودند و ما در صفحه 364 از يكى از اطبّاى اردبيل بنام « محمد هادى طبيب