پرش به محتوای اصلی

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحه 452

پدیدآورندگان:

ص۴۵۲
بازار ، مسگره بازار ، خرّاطا بازار ، باشماقچى بازار ، و . . . » موجود است ولى ديگر در آنها اثرى از « دميرچى ، مسگر ، خرّاط ، باشماقچى دوزنده و . . . » بمفهوم اصلى به چشم نمىخورد و همهء جاهائى كه يكروز بنام دكان بود و كالاى حاصل دسترنج كارگران اردبيلى را براى فروش عرضه مىنمود امروز بعنوان مغازه تغيير نام داده و مركزى براى نمايش و فروش كالاهاى ژاپن ، آمريكا ، كره ، فرانسه ، انگلستان ، و . . . گشته است ! . . . نبايد تصوّر نمود كه ما دچار كوته‌بينى شده و خواهان آنيم كه اردبيل باز به همان شكل قرون گذشته برگردد و به صورت جامعهء سربستهء سابق ادامهء حيات دهد و بجاى ليوان بلورين دربارداخهاى گلين آب بخورد و يا ارابه و گارى را بر « ماشين » و « كاميون » ترجيح دهد . اين امر شدنى نيست و جبر زمان نيز آن را اجازه نمىدهد و ارتباط كنونى جوامع انسانى و از بين رفتن فاصله‌هاى مكانى نيز اين كار را غيرممكن مىسازد . تأسف ما از اينست كه در مقابل آنهمه كالاى مصرفى وارداتى ، مردم اردبيل چه مىسازند و چه صادر مىنمايند ؟ . . . با هزاران اسف در عصر ما جواب مناسبى براى اين سوآل نيست ولى بدون ترديد نسل جديد پرتلاش و دورانديش اردبيل پاسخهاى عملى و ارزنده‌اى به آنها خواهد داد .