تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
مواقعى كه برف بيشتر ببارد و دشت و كوه را بارتفاع بالنسبه زيادى بپوشاند ، گرگ خطرناك مىشود و بآباديها و حتى داخل شهر روى مىآورد و هرآينه بآدميان نيز حمله مىنمايد . چنين گرگ را در اردبيل « يالقوزك » يا « يالقوزقورد » مىگويند و اشخاص بيرحم و جرى را نيز بدان تشبيه مىنمايند . « 1 » گرگ براى دامداران بلائى بشمار مىآيد زيرا اگر با گله بآغل آنها درآيد ، بجاى آنكه بكشتن و خوردن يكى اكتفا كند همهء گوسفندان را مىكشد و از اينروست كه آن را خائن نيز مىگويند و انسانهاى بىانصاف را بدان صفت يعنى « خه‌يين‌قورد » مىخوانند . « 2 » پلنگ نيز در كوهستانهاى باغرو ديده مىشود و ندرتا بجلگه نيز مىآيد . « 3 » روستانشينان اطراف سبلان نيز از بودن پلنگ در ارتفاعات اين كوه سخن مىگويند . سگ حيوان اهلى است ولى در گله‌هاى مواشى و آلاچيقهاى شاهسونان سگهاى مهاجمى نگه‌دارى مىشود كه بافراد ناشناس حمله مىنمايد . اين نوع سگها از حيث جثه بزرگتر و از حيث درندگى قوىتر مىباشند ، تا آنجا كه گله را هم در مقابل گرگ حفاظت مىكنند . در روستاها نيز دهقانان سگ نگه مىدارند و آن را از لوازم زندگى دهقانى مىشمارند اما نگهدارى اين حيوان بين شهريها معمول نيست و چون شرعا نجس - العين مىباشد مردم از آن دورى مىجويند .

جنگل و مراتع :

نوشته‌هاى مورخان و جهانگردان پيشين حكايت از آن دارد كه تا چند قرن پيش جنگلهاى شمال تا نزديكى شهر گسترش داشته و بقول « ياقوت حموى » در « معجم البلدان » در هجومهاى تاريخى پناهگاه مردم شهر بوده است . در اين حملات مردم بدانجا پناه
هامش
( 1 ) - « يالقوز » در تركى تك‌وتنها است و « قورد » نيز به گرگ گفته مىشود و گرگهاى مزبور را از آنجهت چنين مىنامند كه تك‌وتنها داخل شهر و آبادى مىشوند و به انسان حمله مىنمايند . ( 2 ) - خائن را به صورت « خه‌يين » تلفظ مىكنند . ( 3 ) - در حدود چهل سال پيش بچه پلنگى به شهر آمده بود و زارعى كه در جوار دروازهء آستارا معروف به « خرمن‌يرى » خرمن داشت آن را گرفته بيك كباب‌پز فروخته بود و او كه بنام بابا كوتاهى ناميده مىشد آن حيوان را در پستوى دكانش بنمايش گذاشته بود و با دريافت وجهى از اشخاص آنانرا اجازهء تماشا مىداد .