تخمهاى زير خاك را بيرون مىآورند و كشتزار را به زمين خشك و بايرى مبدل مىسازند .
هجوم ملخ گاهبگاه اتفاق مىافتد و زراعت را به كلى نابود مىسازد و اگر بموقع با آن مبارزه نشود قسمت اعظم منطقه را فرامىگيرد . در سال 1325 خورشيدى ناحيهء پولادلو مورد حملهء ملخ مراكشى قرار گرفت و در كمترين مدت بيش از يكهزار هكتار زراعت از بين رفت .
اردبيل منطقهء سردسير و تا حدّى مرطوب است از اينرو حشرات موذى در آن نسبتا كمتر پيدا مىشود و مثل همنوعان خود در نقاط گرمسير نيز خطرناك نمىباشد .
در ساختمانهاى كهنه و قديمى عقرب ديده مىشود ولى نيش آن كشنده يا خيلى آزاردهنده نيست . مار هم در شهر و بيابان وجود دارد ولى اردبيليان جملهاى را بعنوان ضرب المثل بر زبان دارند كه « هرجا قلّهء سبلان ديده شود سمّ مار اثرى ندارد » . بااينحال در بعضى از قسمتهاى خشك كوههاى باغرو مارهاى سمّى وجود دارد كه سمّش مهلك مىباشد . دشت مغان ، كه چندين قرن به حال طبيعى و بدون كشت افتاده بود ، و نيز نواحى گرمسيرى اطراف آن ، در گذشته مركز مارهاى خطرناك و مهلك بود . اين مارها مصون از هرگونه تعرّض توليدمثل نموده آن منطقهء وسيع را پر كرده بود و بعضى از آنها كه به « كوره مار » شهرت داشت ، و اهل محلّ آن را به صورت « كورهمال » مىگفتند ، آفتى براى سكنه و مواشى بشمار مىآمد . در 25 سال اخير با اجراى برنامهء عمران و آبادانى آن دشت ، مبارزه با مار نيز آغاز گشت و تعداد آن بحدّاقل رسيد .
هواى صاف و بالنسبه سرد اردبيل مانع رشد و نموّ پشهء مالاريا مىباشد و با وجود قرب جوار منطقه با گيلان و جنگلهاى آن ، اثرى از اين حشره در اردبيل ديده نمىشود ولى پشههاى محلّى مثل هر جاى ديگر در آنجا نيز هست و يكنوع ريز آنكه در اردبيل بدان « هونى » مىگويند گاهى در تابستان و نزديك غروب آفتاب مزاحم مردم مىگردد .
اردبيليان در گذشته براى دفع شرّ اين حيوان « پهن » دود مىكردند و پشهها را فرار مىدادند .
در گذشتههاى نهچندان دور ، « ساس » بلائى براى مردم اين شهر به حساب مىآمد .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 399
مساهمون: بابا صفرى
ص٣٩٩