تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
مىآيد . موش خانگى ، مثل همه‌جاى ايران در اردبيل نيز هست ولى از حيث جثه و اندام كوچكتر از همنوعان خود در نقاط گرمسير مىباشد . گربه بر خلاف گفته « ابو حامد اندلسى » « 1 » ، كه در زمان او در اين ولايت خريدوفروش مىشده است ، بتعداد زياد وجود دارد و بدانجهت تعداد موشها نيز افزون نمىباشد . دو نوع زنبور در اردبيل پيدا مىشود . يكنوع كه رنگ زرد دارد و بدان « آرى چىبىنى » « 2 » گفته مىشود موذىتر از نوع ديگر است زيرا نه‌تنها عسلى نمىدهد نيشش نيز زهرآلوده‌تر و آزاردهنده‌تر مىباشد . نوع دوم رنگش تيره است و همان زنبورعسل مىباشد كه به « بال‌چىبىنى » معروف است . نيش اين حيوان نيز سمّى است ولى در محلّ آن را براى بدن انسان مفيد مىدانند و چنين مىگويند كه اگر زنبورعسل آدمى را نيش بزند « بادهاى بدن از بين مىرود . » مگس هم آفتى است كه در گذشته بيشتر مردم را آزار مىداد و چون هواى بهار و پائيز نسبتا سرد مىشود اين حشره در اين فصول به داخل اطاقها هجوم مىآورد و زحمت بيشترى فراهم مىكرد . اكنون با پيدايش سموم ضد حشرات مصونيت از شر مگس نيز بيشتر شده است .

حيوانات وحشى :

در خود اردبيل از درندگان وحشى بجز گرگ ديده نمىشود ولى در كوهستانهاى اطراف بويژه دامنه‌هاى باغرو خرس و گراز زياد است . اين دو حيوان در دامنه‌هاى سبلان نيز زندگى مىنمايند . روباه در همه‌جاى اين منطقه يافت مىشود و خرگوش نيز بتعداد نسبتا زيادى به چشم مىخورد اما شغال مخصوص نواحى جنگلى است و در شهر و اطراف آن ديده نمىشود . شايد وفور دام بويژه گوسفند در روستاهاى اردبيل سبب شده است كه گرگ در اين ولايت زياد باشد . اين حيوان در تابستان كم‌آزار است ولى در زمستان ، بخصوص در
هامش
( 1 ) - جلد اول اين كتاب . صفحهء 110 . ( 2 ) - « چبين » ( چه - بين ) اصلا به مگس و زنبور گفته مىشود و كلمهء آرى ممكن است همان كلمهء عارى باشد زيرا اين حيوان عارى از كندو و شان و عسل مىباشد .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 401 | بابا صفرى