بايد گفت كه بعلّت عدم استقبال مردم در مورد كاشتن و پرورش درختان ميوه ، و فقدان باغهاى بزرگ ، محصول آنها به قدر كافى نيست و بدينجهت ميوههاى مورد مصرف اهالى بيشتر از خارج آورده مىشود . تا چندى پيش ميوههاى مذكور از آباديهاى نزديك مثل مشكين و آستارا تأمين مىشد ولى در سنوات اخير كه فاصلهء شهرها ، بسبب بهتر شدن جادهها و سرعت ماشينها ، از حيث زمان بحدّاقل رسيده است اين قبيل خوردنيها را از نقاط دور و نزديك مىآورند مثلا پرتقال از فلسطين ، موز و آناناس از آفريقاى جنوبى ، خربزه از مشهد ، هندوانه از گرگان و جيرفت ، خيار از اصفهان ، نارنگى از پاكستان ، سيب از لبنان ، انگور از ملاير و بالاخره انجير و انار از ساوه وارد مىنمايند . از درختان بىثمر ، بيد ، قلمه ، سپيدار ، اقاقيا در اين منطقه خوب رشد مىكند ولى از آنجا كه مردم اين شهر بغرس اشجار علاقهء كمترى نشان مىدهند تعداد آنها نيز بميزانيكه مورد انتظار است نمىرسد .
در اردبيل جاليزكارى معمول نيست زيرا بعلّت سردى هوا محصول خوب بدست نمىآيد و قبل از آنكه هندوانه و خربزه رشد كافى يافته قابل بهرهبردارى باشد فصل سرما فرامىرسد . خيار به مقدار كم در اين منطقه به عمل مىآيد و محصول آنكه نوعا معطر و خوشخوراك است در اواسط پائيز دست مىدهد ولى با نزول سرما امكان بهرهبردارى بيشتر از آن فراهم نمىشود و بدينجهت صرفهء اقتصادى ندارد .
سرماى هوا همچنان امكان كشت بادنجان ، گوجهفرنگى ، فلفل سبز را در اين منطقه نمىدهد و بدينجهت كسى اقدام بكشت آنها نمىنمايد ولى گل آفتابگردان رشد كافى مىيابد .
با آنكه هواى لطيف اردبيل براى پرورش گل استعداد دارد بااينحال از آن نيز استقبال كمترى مىشود . سبب آن در گذشته كمى آب و در عصر حاضر بيعلاقگى مردم مىباشد . گلهائى كه در اردبيل به خوبى رشد مىكند بر دو نوعند . يكدسته درختى هستند كه بهترين آنها گل سرخ ، گل محمّدى ، كه نوع معطرى از « رز » مىباشد ، گل زرد ، نسترن سفيد و قرمز است . بوته يا درختچهء اينها ساليان دراز در زمين مىماند و در سرماى شديد منطقه نيز مقاوم مىباشد . ولى دستهء ديگر گلهاى فصلى است كه در اول بهار
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 397
مساهمون: بابا صفرى
ص٣٩٧