تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
بناچار مزارع چغندركارى براى تهيّهء بذر مورد استفاده قرار مىگيرد . و چون بذر حاصل از نظر مرغوبيت جنس در ايران ممتاز شناخته شده است از اينرو دولت نيز كشت آن را ترويج مىنمايد و براى بهتر كردن محصول مزارع چغندركارى ايران ، بذر اردبيل را خريدارى و در سطح كشور بين چغندركاران توزيع مىكند . حبوبات نيز در اردبيل به خوبى به عمل مىآيد و نوع آن مرغوب مىباشد و مرغوبيت آن از حيث قيمت در بازارهاى اقتصادى به خوبى به چشم مىخورد و گرانتر از محصولات مشابه نقاط ديگر ايران خريدوفروش مىشود . كشت علوفهء دام در دهستانهاى اردبيل بسيار معمول است و بهترين نوع آن يونجه و اسپرس مىباشد كه در اين منطقه بدوّمى « خشه » مىگويند و هردو از كاشتنىهاى پرسود بشمار مىآيد . يونجه و اسپرس اگر بموقع آبيارى شود هفت سال بهره مىدهد و هر سال نيز دستكم دوبار و غالبا سه‌بار درو مىشود . بطوريكه در گفتارهاى پيشين هم اشاره كرده‌ايم اولين دروى آنها را « پشه‌دره » مىگويند كه به نظر مىرسد تحريف‌شدهء كلمهء « پيش‌درو » يا « پيشين‌درو » مىباشد و دومين درو را « هوه‌دره » مىخوانند كه آن هم شايد « اول‌درو » بوده است كه چنين تحريف گشته است « 1 » . يونجه و اسپرس گلهاى زيبا و معطرى دارند و علاوه بر آنكه مطبوعترين غذا براى دامها مىباشند عامل اصلى مرغوبيت عسل اردبيل و معروفيت آن نيز بشمار مىآيند و زنبورهائى كه از اين گياهان در دامنه‌هاى سبلان استفاده مىكنند بهترين عسل را تهيّه مىنمايند . علوفه را پس از آنكه درو مىكنند مدتى در بيابان در جلوى آفتاب مىگذارند تا خشك شود آنگاه آنها را به صورت دسته‌هاى بزرگى جمع كرده با بندهائى كه از خود آنها تاب مىدهند مىبندند و هريك از آن بسته‌ها را « بند » يا « باغ » مىگويند . دامهاى منطقهء اردبيل ، بر اثر زود رسيدن زمستان و سرماى شديد آن گاهى نزديك
هامش
( 1 ) - ما از لحاظ لغت‌شناسى زبان تركى و يا آذرى قديمى ، از ريشهء اين كلمات بىاطلاعيم و مثل بعضى از اهل محلّ آنها را « پيش يا پيشه‌درو » و « اول‌درو » تعبير كرديم . شايد خود آن كلمات اساسا از فارسى دريافت نشده و در خود زبان محلّى قديم مفاهيم خاصى داشته باشد .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 395 | بابا صفرى