مىزنند و باصطلاح خود روستائيان آن را برمىگردانند تا تخمها زير خاك برود و علاوه بر مصونيت از شرّ پرندگان ، در بستر خاك قرار گرفته آماده نموّ شود .
نوع تخمها در گذشته محلّى بود . درعينحال بيشتر كشاورزانى كه غلّات و حبوبات مىكاشتند بهترين اقسام آنها را براى بذر تهيّه مىنمودند و بدين منظور گاهى آنها را با پول خريدارى مىكردند و يا با موجوديهاى جنسى خود معاوضه مىنمودند . در سالهاى اخير كه معاملات خارجى ايران افزايش يافته تخم انواع غلّات و دانگىها را از خارج ، بويژه آمريكا وارد كرده بين زارعان پخش مىنمايند . حدّ متوسط بذرپاشى در اردبيل 45 كيلوگرم در هرهكتار مىباشد .
درو كردن غالبا با داس صورت مىگيرد و خرمنكوبى نيز با « ول » انجام مىشود .
ول عبارت از تختهء ضخيمى شبيه يك لنگه در است كه در زير آن قطعات سنگ چخماق را ، كه لبههاى تيز آن مثل چاقو برنده است ، نصب كردهاند و بوسيلهء دو رأس گاو بر روى خوشهء خشك گندم و جو مىگردانند و سپس با شانه و استفاده از باد ، دانهها را از كاه جدا مىسازند .
آنچه در اردبيل بيشتر كاشت و برداشت مىشود :
گرچه مؤلف جغرافياى كشاورزى نوشته است كه اهالى اردبيل ، مثل اغلب ايرانيان مىخواهند همهجا همهچيز بكارند بااينحال بايد گفت كه آبوهواى نسبتا سرد كشت انواع نباتات را در اين منطقه محدود ساخته و آنها را تقريبا منحصر بغلّات يعنى گندم « 1 » و جو ، و حبوبات يعنى نخود ، لوبيا ، لپه ، عدس و ماش ، و دانههاى روغنى مثل بزرك و كنجد كرده است .
مفيدترين رستنى كه در بيست سال اخير در حوزهء اردبيل معمول گشته چغندرقند است كه از بهترين نوع آن در ايران مىباشد ولى از آنجا كه در اين شهرستان و ولايات مجاور كارخانهء قند نيست و حمل چغندر بنقاط دوردست نيز صرفهء اقتصادى ندارد لذا
هامش
( 1 ) - گندم منطقهء اردبيل بويژه در ناحيهء مغان به سه قسم مىباشد « خرده بوغدا » يا گندم ريز كه زود مىرسد .
« سارى بوغدا » يا گندم زرد كه نان خوشطعمى دارد و « ايرى بوغدا » يعنى گندم درشت كه سفيد و درشت مىباشد .