1917 روسيه و روى كار آمدن حزب كمونيست در آن سرزمين ، افكار كمونيستى از مرزهاى شمالى ايران گذشته در حال نفوذ و سرايت بدين كشور بود . دولت بزرگ و باصطلاح جهانخوار آن روز دنيا ، انگلستان بود كه در تمام خاورميانه نفوذ داشت و علاوه بر شبه جزيرهء هندوستان و قسمت اعظم از جهان اسلام ، در شرق دور نيز ممالكى را در تصرف داشت و طبق معروف آن زمان آفتاب در قلمرو ارضى آن امپراطورى هرگز غروب نمىنمود . « 1 »
در آن ايام افكار كمونيستى تازهترين مطلبى براى ضعفاء در راه تأمين حقوق و رفاه آنان مىتوانست بشمار آيد و بهترين وسيله در راه تحريك طبقات ستمكشى شود كه انگليسيها با گرفتن منافع اقتصادى و شيرهء جان آنها عاليترين امكان راحتى و مرفّهترين وسايل زندگى را براى خود فراهم ساخته بودند و اگر خبر و انديشهء قيام و انقلاب « پرولتاريا » ى روسيه بدانها مىرسيد بساط حكومت اينان برچيده مىشد . اين بود كه با تمام قوا درصدد جلوگيرى از آن برآمدند و در ايران ، كه راه نفوذ انقلاب به شبهجزيرهء هند و كشورهاى عربزبان بود ، با تمام امكان بمقابله با آن برخاستند .
ابتدا لشگر كشيده به قفقاز رفتند و چون از اين كار بهره نگرفتند از طريق مذهب دست بتحريك مردم زدند « 2 » و با توسل بهر وسيلهء ممكن راهرا بر آنها بسته مانع پيشروى كمونيستهاى قفقاز بايران و منجمله اردبيل شدند و چون در مجموع حكومت قاجار را براى حفظ قلمرو ايران از نفوذ كمونيسم عاجز ديدند بوسيلهء عمّال خود آن را برچيدند و افسرى از « بريگاد » همدان را ، كه شايسته براى اجراى خواستههاى خود يافتند ، بسلطنت رسانيدند و مبارزه با كمونيسم را كه يكى از انگيزههاى سلطنت وى بود سرلوحهء اقدامات بعدى او قرار دادند .
مبارزهء شديدى كه رضا شاه در سراسر ايران با كمونيسم آغاز كرد بسيار خشن بود و تا
هامش
( 1 ) - اين شهرت بدانجهت بود كه متصرفات انگلستان در قرن 19 و اوايل قرن 20 در نقاط مختلف جهان پراكنده بود و اگر در نقطهاى از آنها آفتاب غروب مىكرد در نقطهء مقابل طلوع مىنمود و درعينحال كه آفتاب سعادتهاى ملّتهاى ساكن آنها هميشه در افول بود هيچ ساعتى نبود كه خورشيد در قسمتى از متصرفات آن دولت نتابد .
( 2 ) - فصل هشتم از گفتار پنجم . صفحهء 384 جلد اول اين كتاب از اين حيث قابل ملاحظه است .