تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤

واله اردبيلى :

در نود و هفتمين صفحهء جنگ خطىايكه در صفحهء 335 اين كتاب ضمن حالات « طاهر اردبيلى » بدان اشاره شده است ، قصيده‌اى ثبت و در بالاى آن‌چنين عنوان گشته است « لراقمه محمد هادى طبيب اردبيلى متخلص به واله » . اين نوشته نشان مىدهد كه محمد هادى در قرن يازدهم هجرى « 1 » يا سالها قبل از آن در شهر اردبيل طبابت مىكرده و طبع شعر نيز داشته است . جاى تأسف است كه از حالات و تاريخ حيات و ممات او مثل ديگر دانشمندان اردبيل نوشته‌هائى باقى نمانده است تا آدمى بدرستى آنانرا بشناسد و از آثار و افكار علمى و ادبى و اجتماعى آنان آگاهى يابد . قصيدهء مذكور چنين است :
شبى كه بود ز حيرت زبان نطقم لال * دلم ز درد گرانمايه خاطرم ز ملال دماغ خسته ز زلف بتان پريشانتر * تن از جدائى هم‌صحبتان بسان هلال ز تيغ حادثه مجروح خاطر محزون * مشبّك از ستم چرخ سينه چون غربال جگر كباب ز جور سپهر بوقلمون * دو ديده اشك‌فشان دم‌بدم سحاب مثال نه مونسى كه سرشكى ز ديده پاك كند * نه همدمى كه كنم پيش او بيان احوال دل شكسته ز شادى هزار مرحله دور * اميد عافيت از چرخ بىمدار محال در اين معامله بودم كه ناگه از سر لطف * درآمد از در دل نيمشب خيال مثال بتى كه ماه فلك از غمش هلال شده * مهى كه مهر ز نورش نموده كسب كمال فروغ مجلس رندان لاابالى عشق * طراز مسند جاويد ملك حسن و جمال بگريه گفتمش اى مونس شكسته‌دلان * فروغ حسن تو باشد مصون ز بيم زوال گل حيات من از جور چرخ پژمرده * بدوش و گردن من زندگى است بار دوال به غير آيهء يأس آيهء دگر نايد * بمصحف دل صدپاره گر گشايم فال ز درد داغ ستم لمحه‌اى نيم فارغ * ز سوز ياد وطن نيستم دمى خوشحال به حال خويش فرومانده‌ام ز خوشحالى * ندانم اينكه چه باشد بروزگار مآل عنايتى كن و رحمى ز روى لطف بگوى * كه چيست چارهء درد من اى پريشانحال
هامش
( 1 ) - بطوريكه نوشته‌ايم تاريخى كه در ذيل يكى از صفحات داخلى جنگ مزبور گذاشته شده 1111 هجرى است .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 364 | بابا صفرى