تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
محبت مىكرده است . در گفتار شيرين و جذّاب بوده و با مردم زود مأنوس مىشده است . روز جمعه 14 شعبان 875 هجرى در قاهره بدرود زندگى گفته است . « 1 »

محنتى اردبيلى :

در كتاب دانشمندان آذربايجان نامى از او ديده مىشود ولى از حالات وى چيزى عنوان نگرديده است و فقط اين بيت از او نقل شده است :
آه گرم از دل دمادم مىكشم * آه كاندر خانه افتاد آتشم

محوى اردبيلى :

« مولانا ملا عبد العلى محوى اردبيلى » در اواخر قرن دهمّ هجرى در شهر اردبيل تولد يافته ولى معلوم نيست كه چگونه دست تقدير او را در اوايل حيات به فارس و شيراز كشانيده است . عمر زيادى نكرده ليكن از هوش و ذكاوت زيادى بهره‌مند بوده و اشعار خوبى نيز مىسروده است . در دورهء حيات كوتاه سفر زيادى كرده و بعد از سير و سياحت در شيراز و اصفهان ، در اوايل 1020 هجرى راه هند در پيش گرفته نزد رستم ميرزاى صفوى ، حكمران « تته » در آن كشور رفته است . « عبد الغنى » مؤلف « ميخانه » مىگويد كه محوى در سال 1023 در راه « اجمير » با او همراه بوده و در آن تاريخ 27 سال داشته است . بگفتهء او محوى در راه اين بيت را انشاء كرد :
رهى در پيش دارم كاخر عمر است انجامش * بهرجا مرگم آسايش دهد منزل كنم نامش
و كمى بعد گفت كه اين بيت مرا امسال خواهد برد . وى در آن ايّام به « برهانپور » رفت و از قضا پيش‌بينىاش تحقق يافت و بعد از اندك‌زمانى در سال 1024 داعى حق را لبيّك گفت . اين دو بيت نيز از اوست :
بوى گلى نمىرسد آه مگر ز بخت من * خواب گرفت در چمن قافلهء نسيم را خواهم ز بتان شعلهء داغى به لحد برد * اين هم دل من نيست كه با من نگذاريد
در صفحهء 102 جلد اول آتشكدهء آذر نيز اين بيت بنام وى نقل شده است :
هامش
( 1 ) - الضوء الامع . جزء 10 . ص 138 .