اين وضع سبب شد كه شيخ عبد الله به قدر علم و دانش خود موقعيتى بدست نياورد و مثل اكثر دانشمندان آنعهد اردبيل مجهول القدر بماند . حوزهء درسش محدود بتعداد معدودى از طلاب گرديد كه از او حكمت مىآموختند .
ثمرينى قريب 55 سال عمر كرد و روز سهشنبه چهارم شهريور 1320 در قريهء ثمرين بجوار رحمت حق پيوست . مرگ او بطور غيرمترقبهاى اتفاق افتاد بدينمعنى كه او مرد شجاعى بود ، در اسبسوارى مهارت زيادى داشت و براى دفاع از خود هموارى خنجرى در زير عبا بر كمر مىبست . روز سوّم شهريور سوار بر اسب از قريهء ثمرين به سمت شهر حركت كرد . بى خبر از آنكه ايران مورد حمله روس و انگليس قرار گرفته و سپاه شوروى از مرز گذشته با آرايش جنگى رو باردبيل پيش مىآيد . او در بين راه با چنين نيروئى مواجه شد و آنها كه آخوند را سوار بر اسب و شمشير بر كمر ديدند درصدد دستگيرى وى برآمدند ولى او فرصت به آنها نداده عنان اسب را بسوى دهكده برگرداند و در حالى كه از پشت رگبار گلوله به سمت او مىباريد خود را سالم از معركه بدر برد . امّا بقول برادرش از هول اين واقعه زهرهترك شد و روز بعد در آن قريهء بدرود زندگى گفت .
عبد الجمال الاردبيلى :
سخاوى در جزء پنجم از مجموعهء « الضوء الامع لا هل قرن التاسع » از او نام مىبرد و جزو دانشمندانى كه مذهب حنفى داشتهاند بشمار مىآورد . تاريخ وفات او شعبان 869 هجرى بوده است .
شيخ عبد الله كورائيمى :
كورائيم قريهء بزرگى است كه در جنوب شهر و بفاصلهء 35 كيلومتر از آن قرار دارد . شادروان شيخ عبد اللّه از آن قريه بود و بدينجهت به « كورائيمى » شهرت يافت . او با ثمرينى همعهد بود ولى بر خلاف او در فقه و اصول تبحّر داشت و از فقهاى بزرگ زمان خود بشمار مىآمد . كثرت عائله و مشكلات مادى زندگى او را دهنشين ساخت و او در كورائيم اقدام بايجاد مدرسى براى تربيت طلاب كرد . در مواقعى كه به شهر مىآمد طلبههاى اردبيل اطراف او را گرفته از محضرش بهرهمند مىگشتند و از اطلاعاتش استفاده مىنمودند .