تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
وى بمساعدتهاى شاه اسماعيل او را بافتتاح باب مكاتبه با شاه ايران و اظهار مذهب تشيع و اعلام آن در منابر واداشت و كار بدانجا رسيد كه احمد پاشا اعلان استقلال كرد و خود را از حيطهء خلافت عثمانى رها گردانيد . ليكن وى در اين كار توفيق نيافت و قاضىزاده نيز با او بدست عثمانيها گرفتار شد و روز پنجشنبه سوم ربيع الاول سال 930 هجرى ، سالى كه شاه اسماعيل در ايران درگذشت ، سر ظهير الدين را از تن جدا كردند و بر دروازهء « زويله » در قاهره آويختند .

عابد اردبيلى :

مؤلف دانشمندان آذربايجان از دانشمند ديگرى از اردبيل نام مىبرد و او را باسم « مولانا محمد بن احمد » معروف به « عابد » معرفى مىكند . بنا بنوشتهء اين كتاب او مردى فاضل و عابدى صالح بوده همعهد با مؤلّف « رياض العلماء » در اردبيل زندگى مىكرده است و بواقع عابد بوده و با زهد و تقوى مىزيسته است . عابد تأليفات ارزنده‌اى داشته كه از جملهء آنها ترجمهء « تشريح الافلاك » است و حواشى ديگرى به زبان فارسى نيز بنام او ضبط شده است .

عارف اردبيلى :

از سخنوران قرن هشتم هجرى است . در عهد « سلطان اويس جلاير » بنا بدعوت « شروانشاه اعظم كيكاوس بن كيقباد » ( 774 - 745 ) به شروان رفته براى تعليم و تدريس پسر او برگزيده شده است . عارف در سرودن شعر از اساتيد فن بوده و منظومه‌اى بعنوان « فرهادنامه » بنام آن پادشاه سروده است و در آغاز چنين گفته است :
در آن موضع كه دائم بود آباد * يكى ديدم ز فرزندان فرهاد از او تا كوه‌كن قومش برابر * باستادى ز يكديگر فزونتر اگر هشيار مىگشتى و گر مست * كتابى داشت پيوسته در دست در او گفته حكايتهاى فرهاد * كه ميلش با گلستان از چه افتاد نوشته قصّهء شيرين تمامى * نه بر وجهى كه مىگويد نظامى نموده حال فرهاد آنچه ديده * وزان پس حال فرزندان و دوده