اطلاعات وسيعى داشت . درعينحال اديب و سخنور بود و به زبان آذرى و فارسى شعر مىسرود و ما نمونهء اين اشعار را در مجلّدات پيشين آوردهايم و در اينجا رباعى زير را ، كه در كتاب دانشمندان آذربايجان بنام وى ثبت شده است ، از آن كتاب نقل مىنمائيم :
صاحب كرمى كه صد خطا مىبخشد * خوش باش صفى كه جرم ما مىبخشد
هركس كه جوى مهر على در دل اوست * هرچند گنه كند خدا مىبخشد
اين هم يك نمونه از دوبيتىهاى او كه به زبان آذرى سروده است :
صفيم صافيم كنجان نمايم * بدل درده ژرم تن بىدوايم
كس بهستى ره نبرده باويان * از به نيستى چو ياران خاك پايم
طاهر اردبيلى :
« محمد كاظم ابن ميرزا آقا » از شعراى قرن يازدهم هجرى است و بسال 1085 در اصفهان درگذشته است . ديوانى دارد كه طبق نوشتهء « سخنوران آذربايجان » نسخهاى از آن به شماره 35 / 5403 در كتابخانهء ملك تهران موجود است . در جنگ خطى فوق الذكر كه در اختيار نگارنده است دو رباعى زير بنام ميرزا طاهر نوشته شده و چنين به نظر مىرسد كه از گفتههاى او باشد :
عاشقم از حسرت خوبان دلم صدپاره است * هريكى زان پارهها در گوشهاى آواره است
مىبرد خواب عدم آخر ترا بيدار باش * آمدورفت نفسها جنبش گهواره است
فغان كه در همهء روزگار يارى نيست * كزو بر آئينه خاطرم غبارى نيست
مده بديدهء خود رخصت نظارهء غير * در اين زمانه به چشم خود اعتبارى نيست . « 1 »
طاير اردبيلى :
« ميرزا رحيم مكتبى اردبيلى آستارائى » از دانشمندان معاصر است . از مريدان « جلال الدين محمد مجد الاشراف » از اقطاب سلسلهء عرفاى ذهبيّه بود و « طاير » تخلّص مىنمود .
اشعار خوب و روانى دارد كه به صورت مثنوى سروده است و اين چند بيت نمونهاى از آنها
هامش
( 1 ) - جاى تأسف است كه در گذشتههاى دور نيز انسانها چنين غيرقابل اعتماد بودهاند و همانند زمانى كه ما زندگى مىكنيم مردم به چشم خود هم « اعتبارى » نداشتهاند .