تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
مىباشد كه در مدح مراد خود جلال الدين محمد گفته است :
باز بخت خفته‌ام بيدار شد * طاير طبعم پى گفتار شد باز مكتوبى ز جانانم رسيد * جذبه‌اى اندر دل و جانم رسيد اى جمالت مطلع شمس و قمر * وى جلالت فوق ادراك بشر اى جلال الدّين شه گردون‌سرير * وى بغم درماندگانرا دستگير عشق تو احيا كند صدمرده را * در سر وجد آورد افسرده را جود تو عام است و احسانت تمام * ريزه‌خوار خوان فيضت خاص و عام طاير درمانده را اى ذو الكرم * وارهان از دست نفس بدشيم

ظهير الدين كبير قاضىزاده اردبيلى :

« ظهير الدين بن اويس بن محمد اللطيفى الشهير به قاضىزاده » از مشاهير علماى حنفى مذهب آذربايجان است . در تبريز حوزهء درس وسيعى داشت و فضلاى بزرگى از محضر درس او بهره‌مند بودند . در عهد سلطنت شاه اسماعيل اول صفوى مىزيست و با او در معاركهء « چالدران » شركت نمود . پس از پايان اين جنگ سلطان سليم عثمانى گروهى از معاريف آذربايجان را باسارت باستانبول برد و قاضىزاده يكى از آنها بود . ظهير الدين مردى باوقار و فاضل و سخندان بود و فصاحت بيان داشت . از علوم مختلفه بهره‌مند بود و مخصوصا از جهت انشاى مطالب و شعر و حسن خط در عهد خود كم‌نظير بود بدينجهت در دربار عثمانى مقام و منزلتى يافت و حتى براى وى 80 درهم مقررى روزانه معين گرديد . او وقايع عهد سلطان سليم را بقلم آورد و نيز « وفيات الاعيان ابن خلگان » را بنام وى به فارسى ترجمه كرد . امّا عمر سليم باتمام كتاب وفا نكرد و در سال 926 هجرى كه كتاب به نصف رسيده بود ، درگذشت . بقراريكه نوشته‌اند نسخه‌اى از اين كتاب در كتابخانهء مجلس ملّى تركيه موجود است . سلطان سليم به قاضىزاده احترام فوق العاده قائل بود و لذا در سال 923 ، كه بتسخير ممالك عرب توفيق يافت ، ضبط حلب و شام و مصر را به دو واگذاشت . ظهير با همهء اين احترامات دل در وطن داشت و چه‌بسا كه بفكر انتقام واقعهء چالدران بود . شايد بدين سبب بوده كه « احمد پاشا » نايب السلطنه مصر را با خود دمساز كرد و با اميدوار ساختن