برحمت حق و اصل گشته و جنازهاش را به مشهد انتقال دادهاند .
سيد حسين اردبيلى :
در سال 1297 قمرى در قريهء « گازر » از قراء دامنهء سبلان به دنيا آمد . تحصيلات اوّليهء خود را در اردبيل گذرانيد و در محضر اساتيد بزرگ منجمله آخوند « ميرزا محمد على مير آخور اوغلى » كسب دانش نمود . آنگاه از طريق قفقاز عازم مشهد مقدس شد و هنگام اقامت كوتاه خود در قفقاز با دنياى خارج آشنائى يافته از افكار آزاديخواهان آنحوزه بهره گرفت .
او در مشهد از طلاب ساعى و باهوش گشت و در اندكزمانى بمراحل عالى ادب و معارف اسلامى دست يافت و در ضمن با توجه به وضع سياسى روز در نشر افكار آزاديخواهى كوشش نمود . ابتدا با نشر شبنامه در اين راه قدم برداشت و مدتى بعد روزنامهء خراسان را پىريزى كرده از 1327 قمرى بانتشار آن اقدام نمود . اين روزنامه جوانان مستعد و پرشور خراسان مثل شادروان محمد تقى ملك الشعراى بهار را بدور خود جمع كرد و وسيلهاى براى رشد و نماياندن استعدادهاى درونى آنها گشت .
خراسانيها در دورهء دوم مجلس شورايملى سيد حسين را بنمايندگى خود در آن مجلس انتخاب كردند . اقامت او در تهران و حشرونشرش با رجال و آزاديخواهان ويرا در رديف مهرههاى مهم سياسى كشور قرار داد و اردبيلى با قبول مديريت روزنامهء ايران از طريق اين روزنامه نيز در پيشبرد اهداف آزادىخواهان موفقيتهاى بيشترى كسب نمود . مرگ وى در بيستم رمضان سال 1336 اتفاق افتاد .
اردبيلى در شعر و ادب فارسى استعداد قابل تحسينى داشت و اشعار خوبى مىسرود . مخمس زير استقبالى است كه از اشعار سعدى كرده است :
مال و جانى كه نشد مصرف راه معبود * چه ثمر باشد از اين جان و از آن مال چه سود
جود كن زانكه كسى تخم نكشته ندرود * شرف مرد بجود است و كرامت بسجود
هركه اين هردو ندارد عدمش به ز وجود