هوائى سيمى نيز از آنها به زمين وصل مىشد و معمولا آن را آنتن زمينى مىگفتند و سروان پولادين بجاى زمين سيم زمينى را بديوارهء چاه آب متصل كرده بود .
در آن ايّام افسران ارتش و ژاندارمرى كسانى از سربازان را بعنوان « گماشته » به كارهاى شخصى و خانوادهء خويش مىگماشتند و آن سروان نيز يكى دو ژاندارم دهقان را در خانه نگاه مىداشت و وقتى كسى از آنها از اين سروصداها مىپرسيد آنان ، از روى باور و يقين مىگفتند كه « اجنّه » ها در چاه گفتوشنود و گاهى دعوا مىنمايند و اين صداى آنهاست كه بوسيلهء آن جعبه شنيده مىشود . و چهبسا كه افراد سادهلوحى مثل خود آنها هم آن گفتهها را مىپذيرفتند .
از روز چهارم ارديبهشتماه 1318 كه اولين مركز فرستندهء راديو در تهران آغاز به كار كرد تنى چند از پولداران اردبيل درصدد تهيهء گيرنده برآمدند تا از برنامههاى راديوى وطن ، بويژه آواز و موسيقى آن استفاده كنند ولى تعداد آنها محدود بود و تا سوم شهريور 1320 كه روسها باردبيل آمدند شايد در مجموع به پنجاه دستگاه نمىرسيد . صاحبان اين راديوها غالبا داشتن آن را از ديگران پنهان مىكردند تا مبادا دوستان و آشنايان به قصد استفاده از آن ، مزاحم صاحبخانه شوند و او را با تهيهء وسايل پذيرائى در مدت بالنسبه طولانى و بطور روزانه در زحمت اندازند .
راديوى علنى در اردبيل بطوريكه در صفحه 17 جلد 2 گفتهايم متعلق به حاجى آقا مجاهد بود كه در باغملّى چاىخانهاى ترتيب داده ميز و نيمكت چيده بود و براى جلب مشترى آن را نيز در آنجا گذاشته بود و بنا بدرخواست مشتريان ، سخنان پرحرارت گويندهء بخش فارسى راديوى « برلين » را ، كه اخبار جنگ جهانى دوم را با آبوتاب خاصى مىگفت ، پخش مىنمود ولى با آمدن روسها آن هم برچيده شد .
در سنوات بعد بويژه پس از سقوط فرقهء دموكرات آذربايجان ، علاقمندى بيشترى در اردبيل براى داشتن راديو پيدا شد و مخصوصا نوعى از آن بنام « آندريا » كه با برق و باطرى هردو كار مىكرد و خود هم حجم كوچكترى داشت مطلوب متمكنين اين شهر گرديد . ولى بطوريكه اشاره كرديم عمدهء اين علاقمنديها براى استفاده از برنامههاى موسيقى و ساز و آوازهاى ايرانى راديوهاى تهران و بادكوبه بود .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 236
مساهمون: بابا صفرى
ص٢٣٦